نگاهي به خویشتن :::->> اولین روزه آقا اباعبدالله الحسین (ع) و ...

 اولین روزه آقا اباعبدا... الحسین (ع)

  روايت است اولين روزي كه امام حسين (ع) روزه گرفتند همه اهل بيت در كنار سفره جمع شدند. پيامبر اكرم (ص) رو به امام حسين فرمودند: حسين جان عزيزم روزه ات را باز كن.

   امام حسين فرمودند: جايزه من چه خواهد بود؟ پيامبر فرمودند: نصف محبتم را به كساني كه تو را دوست دارند مي بخشم. ولی آقا روزه شان را باز نکردند.

  حضرت علي (ع) فرمودند: پسرم حسين جان بفرما. باز امام فرمودند: جايزه من چه خواهد بود؟ حضرت علي فرمودند: نصف عبادتهايم براي كساني كه عاشق تو هستند. ولی آقا روزه شان را باز نکردند.

  حضرت فاطمه (س) فرمودند: عزيز دلم افطار كن. امام حسين پرسيدند: جايزه شما به من چيست؟ حضرت فرمودند: نصف عبادتهايم را به كساني ميبخشم كه بر تو گريه مي كنند. ولی آقا روزه شان را باز نکردند.

  امام حسن (ع) فرمودند: برادرجان روزه ات را باز كن. و امام همان سوال را پرسيدند. حضرت پاسخ دادند: من تا همه گنهكاران را بر تو نبخشم به بهشت نخواهم رفت. ولی آقا باز هم روزه شان را باز نکردند.

  و در همين حال جبرئيل بر پيامبر نازل شد فرمود خداوند مي فرمايد: پرچم شفاعت امت را به تو دادم، ما از شما مهربانتر هستيم و آنقدر آن كساني كه عاشق تو هستند را به بهشت مي برم تا تو راضي شوي.

  آنجا که مولا علی (ع) و خانم فاطمه زهرا (س) می فرمایند: نصف عبادتهايم را به كساني مي بخشم که ... نکاتی را باید ذکر کرد؛ بطور مثال:

  حضرت محمد (ص) در روز جنگ خندق پس از آنکه حضرت علی (ع) با ضربه خود، عمرو بن عبدود را به زمین انداخت، فرمودند:

"ضربة على یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین"
ضربه على در روز خندق افـضـل اسـت از اعـمـال امـت مـن تـا روز قـیـامـت

  مرحوم سراج از وعاظ برجسته تهران نیز می گفتند: آی مردم ثواب یک تازیانه ای که حضرت فاطمه زهرا (س) در راه امیرالمومنین علی (ع) تحمل کردند اگر به ما بدهند برای تمام عالم بس است.

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

 عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ

 وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ

  وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ  

 

نگاهي به خویشتن ::-> ثواب گريه براي آقا امام حسين(ع)

  همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکی از روی احساس و درد و سوز می‎ریزد، عشق حضور دارد، ولی آنجا که زبان با گردش منظم خود جمله‎های منطقی می‎سازد عقل حاضر است.

  اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می‎باشد. گریه برای آن حضرت سختی‎های زمان احتضار را از بین می‎برد.

  امام سجّاد(ع) می‌فرمایند: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین(ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونه‏‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‏‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آن‌ها به سر برد.

  امام صادق (ع) به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه‌السّلام) را یاد می‎کنی؟ عرض کرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد کرده و گریه می‎کنم. حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهی دید در وقت مردن پدران مرا که به ملک‌الموت وصیت تو را می‎کنند که سبب روشنی چشم تو باشد. همچنین فرمودند: ای مسمع گریه بر احوالات حسین (ع) سبب می‎شود که ملک الموت بر تو مهربان‎تر از مادر گردد.گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) باعث راحتی در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالی که او مسرور است، فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می‎دهند. اجر و مزد هر قطره آن این است که شخص همیشه در بهشت منزل کند.

  امام رضا(ع): بر کسی چون حسین باید که گریندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را می‏‌زداید. حضرت سپس فرمود: چون ماه محرّم می‏‌رسید کسی پدرم را خندان نمی‏‌دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آن‌که 10 روز می‏‌گذشت. روز دهم روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می‏‌فرمود: این روزی است که حسین علیه‏‌السلام در آن کشته شد.

روزنما ::-> پلیس عراقی که خود را فدای زایران امام حسین (ع) کرد + تصویر

نیروی پلیس فداکاری که برای نجات جان زائران امام حسین (ع) از جان خود گذشته و یک عامل انتحاری را درآغوش کشید

عکس/ پلیس عراقی که فدایی زائران اربعین حسینی شد

اخبار کشوری ::-> یک مارمولک عجیب و خاص در ایران کشف شد !!! + تصاویر

امروز اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی خبر از کشف یک نوع جانور phrynocephalus raddei در منطقه سرخس داد

  این کشف بسیار مهم در راستای مطالعه و بررسی خزندگان در کشور صورت گرفت که باعث حیرت و شگفتی علاقه مندان به حیات وحش شده است.  

  Phrynocephalus در دنیا بسیار کمیاب است و Phrynocephalus raddei یک نمونه از 45 نمونه مارمولک های این گونه است که ساکن محیط های باز خشک و نیمه خشک آسیا و اروپای شرقی است. تاریخ نژادی این جانورها روشن نیست و این گروه جانور از نوع بسیار پیچیده جانوران هستند.همه مارمولک های این گروه جانوران خطرناک محسوب می شوند و آنها با استفاده از استراتژی "بنشینیم و صبر کنیم" شکار خود را به چنک می آورند و حوصله زیادی در شکار به خرج می دهند. این نوع مارمولک شگفت انگیز علاقه زیادی دارد تا قبل از شکار به مدت زیادی به شکار خود خیره شود کند و یک دل سری آن را تماشا کند. 

  کشف امروز که در سرخس خراسان رضوی صورت گرفت، کشف بسیار مهمی محسوب می شود. علت آن هم این است که این گونه جانوری متعلق به آسیای میانه بوده و اصولاً منشأ ایرانی-تورانی دارد و به صورتی بسیار محدودی در سایر کشورها یافت شده بود اما در ایران این اولین کشف است. نشریات معتبری جانور شناسی دنیا پیش از این مطلبی منتشر کرده بودند که این نوع مارمولک تنها در تاجیکستان، ترکمنستان، افغانستان، ایران و ازبکستان امکان یافت شدن دارد.

اخبار کشوری ::-> خاطره ای جالب از شهید مظلوم دکتر بهشتی                  

دیشب در مراسم رونمایی از موزه شهید بهشتی که در منزل این شهید واقع در خیابان ظفر تهران با حضور محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، خانواده شهید بهشتی و برخی دیگر از چهره ها نظیر حجج اسلام دعاگو و دعایی، محسن هاشمی، چمران و تعدادی از همرزمان شهید بهشتی برگزار شد، به دعوت برگزارکنندگان مراسم پشت تریبون قرار گرفت

  ناطق نوری سخنان خود را با ذکر این نکته آغاز کرد که بنا به دلایل و عواملی مدتهاست که صحبت نمی کند و به همین دلیل سخنرانی را فراموش کرده است.ناطق نوری به کنایه به تخریبهایی که علیه وی و دیگر چهره های منتقد افراطیون در سالهای اخیر انجام شد و وی را ساکت فتنه نامیده بودند، گفت: به دلیل همین سکوت من را می توان جزو ساکتین به شمار آورد.  

  ناطق نوری با ذکر خاطره ای منقلب کننده از شهید بهشتی ادامه داد: اما اینجا می گویم که من همین سکوت و ساکت بودن را از شهید بهشتی آموختم.وی افزود: در عاشورای سال 1359 پس از آن  وقایع تاسف بار در میدان آزادی و توهین فراوان به شهید بهشتی از سوی هواداران بنی صدر و سردادن شعار مرگ بر بهشتی توسط آنان، متدینین بسیار منقلب و ناراحت بودند، روز بعد یعنی یازدهم محرم من در مسجد بزازها منبر می رفتم و شهید بهشتی در مسجد امام سخنرانی داشت، من بعد از سخنرانی خودم به مسجد امام آمدم، و چون مسجد مملو از جمعیت بود در حیاط و زیر باران به سخنان شهید مظلوم دکتر بهشتی گوش می دادم.  

  در ابتدای سخنرانی، یکی از علاقمندان شهید بهشتی برخاست و پرسید: آقای دکتر نظر شما نسبت به حوادث روزگذشته و توهین هایی که شد، چیست؟ ناطق نوری ادامه داد: شهید بهشتی با نوایی که هنوز در گوش من طنین انداز است، گفت: از زبان من و دوستان  و همرزمانم: سکوت ، سکوت و سکوت....

 روزی دیگر شایعه کردند بهشتی سنی است و در اذان واقامه اشهد ان علیا ولی الله را نمی گوید، به فردی که این شایعه را باور کرده بود، گفتند در نماز جماعت شرکت کن تا خودت بشنوی که اشهد ان علیا ولی الله می گوید، به شهید بهشتی هم گفتند امشب اشهد ان علیا ولی الله را بلندتر بگو تا این فرد بشنود، اما آن شب که آن فرد در نماز جماعت حضور داشت، شهید بهشتی اشهد ان علیا ولی الله را که مستحب بود، نگفت.  

  بعد از نماز از او پرسیدند چرا؟ گفت: من تمام وجودم به ولایت علی شهادت می دهد، اما دیدم اگر امشب بگویم، بخاطر علی نیست. بلکه بخاطر این است که یک مخالف خودم را راضی کنم پس نگفتم .

اخبار آذربایجانغربی ::-> پیام فرمانده سپاه به مناسبت بمباران شیمیایی سردشت

فرمانده کل سپاه گفت:‌ دوران ددمنشي و يكه تازي گردنكشان عالم بسر آمده و با ياري خداوند متعال، هدايت و رهبري ولي امر مسلمین و پشتوانه مردم قهرمان ايران هرگز اجازه نخواهيم داد كه بار ديگر حوادثي مانند هفتم تير سردشت تكرار شود


  به گزارش خبرنگار مهر از ارومیه،‌ سرلشكر پاسدار محمدعلي جعفري در پیامی به مناسبت بمباران شیمیایی سردشت و بزرگداشت بیست و ششمین سالگرد این فاجعه، با بیان اینکه مرزنشينان سردشت با مقاومت و پايمردي دشمن را به زانو درآوردند، افزود:‌ هفتم تير سال ۶۶ نماد مقاومت شهرها و روستاهايي است كه بارها مورد تهاجم وحشيانه شيميايي دشمن قرار گرفتند و بارها در برابر چشمان خود خاموشي عزيزانشان را به نظاره نشستند.    

  وی در اين پيام به اشاره به اينكه دشمن با حملات گسترده شيميايي خود به ويژه در سال هاي پاياني جنگ ددمنشي خود را بارها به نمايش گذاشت افزوده است: بكارگيري گسترده سلاح هاي شيميايي در جنگ تحميلي توسط دشمن بعثي در مناطق شهري و روستايي حدود هشت هزار شهيد و بيش از يكصد هزار جانباز را به كشور ما تحميل كرد كه شهرها و روستاهاي غرب كشور بيشترين سهم را در اين زمينه داشتند.   وي در پيام خود از سردشت به عنوان نماد مقاومت مردمي در برابر اين جنايات نام برد و افزود: سردشت نخستين شهر جهان است كه مورد حمله شيميايي قرار گرفت و با وجود تلاش فراوان دشمن براي حذف آن از ذهن تاريخ ولي هميشه در خاطره ها باقي خواهد ماند.   

  سرلشكر جعفري در اين پيام همچنين آورده است: اين جنايات هولناك پاسخ به مقاومت و پايداري مردان و زناني بود كه با تمام مشكلاتي كه از سوي ضد انقلاب داخلي بر آنان وارد مي شد به وفاداري خود به نظام، امام (ره)، ملت و كشور تاكيد كرده و در اين راه حماسه آفريدند.  
  وي در بخش ديگري از پيام خود به اين همايش آورده است: امروز ما شاهديم كه دشمنان با شگردهاي مختلف در كشورهاي آشوب زده منطقه از سلاح هاي شيميايي استفاده كرده و مسلمانان را به خاك و خون مي كشند، استفاده حاكمان دست نشانده از اينگونه سلاح ها به ويژه توسط شورشيان سوريه عليه مردم آن كشور و سلاح هاي فسفري توسط رژيم صهيونيستي عليه نيروهاي حزب الله و مسلمانان غزه نمونه هاي كوچكي از اين جنايات است كه با سكوت بين المللي روبه رو شده است.   

  فرمانده كل سپاه در پايان پيام خود آورده است: دوران ددمنشي و يكه تازي گردنكشان عالم بسر آمده و با ياري خداوند متعال، هدايت و رهبري ولي امر مسلمبن و پشتوانه مردم قهرمان ايران هرگز اجازه نخواهيم داد كه بار ديگر حوادثي مانند هفتم تير سردشت تكرار شود و تلخي جنايات دشمن را قبل از هرگونه اثري به خودشان برمي گردانيم.   26 سال است بمبهای شیمیایی و گاز خردل صدای تنفس سردشت را کند و کندتر می کند با این همه زندگی در این دیار ادامه دارد در کوچه ها و خیابان ها در قلب های پرخروش مردمانی که سالهاست حق زیستن را در لابه لای سرفه ها و دردها می جویند، مردمانی که اشک و سرفه تنها واژه های قاموس سراسر درد زندگی شان است.   مردم سردشت هنوز امیدوارند بهار در کوچه های پر از بوی خردل آهنگ آرامش سرداده و در دشت های سرسبزاش اردو بزند...  

  شهرستان مرزی سردشت در هفتم تیرماه سال 66 در چهار نوبت توسط هواپیماهای رژیم بعثی مورد حمله شیمیایی قرار گرفت که طی آن بیش 110 نفر شهید و پنج هزار نفر شیمیایی شدند. شهر مرزی سردشت در جنوب آذربایجان غربی واقع شده است و در حال حاضر دارای بیشترین تعداد مصدومین شیمیایی در کشور است.


توضیح مدیر وبلاگ:

  وبلاگ "آنایوردوم جنگ تپه،آواجیق" به نیابت از طرف همه ساکنان شهر مرزی آواجیق و روستاهای تابعه و عشایر غیور این خطه ضمن بزرگداشت بیست و ششمین سالگرد تهاجم وحشيانه شيميايي به شهرستان مقاوم و شهید پرور سردشت که توسط دشمن خونخوار و حامیان بی صفتش صورت گرفت، برای مجروحین و بازماندگان این جنایت ددمنشانه، از درگاه خداوند منان سلامت و صبر مسئلت می نماید.

تبریک ولادت شبیه‌ترین فرد به رسول خدا(ص)

می‏آیی و کائنات به تو سلام می‏کند. بوی خوش نسیمی دلنواز از دور دست می‏آید. همه نام تو را می‏دانند. همه تو را می‏شناسند

  تو شبیه‏ترین غنچه‏ها به بهاری، تو شبیه‏ترین شکوفه‏های ازل به پیامبری (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) هستی. غیرت «علی علیه‏السلام» در رگ‏هایت می‏دود و رحمت «محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله» در رفتارت. عشق و عقل در تو به هم رسیده‏اند. کودک دلبند حسین (ع)، خدا می‏خواست تا دنیا دوباره محمد (ص) را به تماشا بنشیند در رفتار و گفتار تو. امروز، روز ولادت توست، مولای جوانمرد... روزی که خداوند خواست تا چهره‏ات آیینه جمال نبوی (ص) بشود. 

  روزی که خداوند خواست تا از تبسم نگاهت، آفتاب بر شوق آید. روزی که خداوند خواست تا نبیره علی (علیه‏السلام)، سیرتی همچون او داشته باشد. روزی که خداوند خواست تا مشام مدینه را از عطر حضورت آکنده گردد. امروز، روز توست؛ روز تولدی شیرین که طعم نبوت و ولایت را توأمان دارد. غوغایی در دل آل‌الله است. عطر صلوات، شش جهت آسمان و زمین را فرا گرفته است. امروز، سروش آسمان، تهنیت گوی مولودی است که یك روز، همت بلندش، او را از خاک به افلاک خواهد برد.

سالروز ولادت آقا علی اکبر (ع) را محضر آقا امام زمان (عج)، شیعیان عالم و همولایتیهای ارجمندم علی الخصوص "جوانان سخت کوش آواجیق" در جای جای دشت خرم "آواجیق" تبریک و تهنیت عرض می کنم

ولادت باسعادت حضرت اباالفضل العباس (ع) و آقا امام سجاد (ع)             

در روز ولادت ابوالفضل العباس علیه السلام، مادر بزرگوارش حضرت ام البنین سلام الله علیه قنداقه او را به دست امیرالمۆمنین على علیه السلام داد تا بر وى نامى بگذارد. حضرت زبان مبارك را به دیده و گوش و دهان او گردانید تا حق بگوید و حق ببیند و حق بشنود 

در باغ وفــــــــا شکوفه ی یاس شکفت                      در وسعت عشق، شور و احساس شکفت 
مـــردانــــگی تمـــــام عا لـــــــم یکجا                        در  وا ژه ی دلنشــین عبـــــــــاس شکفت


  سپس طبق سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله، در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفت. امیرالمۆمنین علیه السلام به ام البنین علیهاالسلام فرمود: چه اسمى بر این طفل گذارده اید؟ عرض كرد: من در هیچ امرى بر شما سبقت نگرفته ام، هر چه خودتان میل دارید اسم بگذارید. فرمود: من او را به اسم عمویم، عباس، نامیدم. پس دستهاى او را بوسیده و اشك به صورت نازنینش جارى شد و فرمود: گویا مى بینم این دستها در «یوم الطفّ» در كنار شریعه فرات در راه یارى دین خدا قطع خواهد شد. 

چنانكه دیدیم نام نامى آن جناب را، حضرت ولى الله امیرالمونین على بن ابى طالب علیه السلام، عباس گذارد. عباس، صیغه مبالغه از ماده عبس است كه به معنى در هم شدن و گرفتگى صورت مى باشد. آن جناب چون به مفاد «اشداء على الكفار»(فتح/29) بر دشمنان حق عبوس و در جنگ مهیب بوده، یا آنكه بر اثر صولت و شجاعت و غیرتى كه آن حضرت در قبال دشمن به هنگام قتال با قوم داشت، از خوف و بیم وى در وجود كریهه و خبیثه آن قوم كافر كراهت و عبوست ظاهر مى شده است، لذا عباس نام گرفت.( خصائص العباسیه : صفحه 118.) 

  منتخب طریحى و دیگر كتب، در وصف آن حضرت آورده اند: كالجبل العظیم و قلبه كالطود الجسیم لانه كان فارسا هماما و بطلا و ضرغاما و كان جسورا على الطعین و الضرب فى میدان الكافر و الحروب.


حضرت عباس علیه السّلام نیز پرچم را با دستانى پولادین برفراز سر برادر بزرگوارش به اهتزاز درآورد و از هنگام خروج از مدینه تا كربلا، همچنان در دست داشت . پرچم از دست حضرت به زمین نیفتاد مگر پس از آنكه دو دست خود را فدا كرد و در كنار رود علقمه به خاك افتاد


  امام سجاد در سال 38هجری در مدينه ولادت يافت. حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بيماری  و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت به او اجازه جنگ کردن نداد. مصلحت الهی اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ، يعنی امامت و ولايت گردد. 

  اين بيماری موقت چند روزی  بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد. سن شريف حضرت سجاد (ع) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند. 
  مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد ساسانی بوده است. آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود، بهره برداری از اين قيام و حماسه بی نظير و نشر پيام شهادت حسين (ع) بود، که حضرت سجاد (ع) در ضمن اسارت با عمه اش زينب (ع) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظير در جهان آن رو فرياد کردند. فريادی که طنين آن قرنهاست باقی مانده و برای هميشه جاودان خواهد ماند.

وبلاگ "آنایوردوم جنگ تپه،آواجیق" ولادت با سعادت پسر شیرخدا، علمدار کربلا، حضرت اباالفضل العباس (ع) و آقا امام سجاد (ع) را محضر آقا امام زمان (عج) و دوستداران و شعیان حضرتش در سرتاسر عالم، علی الخصوص  "اهالی روستاهای آواجیق" تبریک و تهنیت عرض می نماید

قمر منیر بنی هاشم؛ باب الحوائج، آقا اباالفضل العباس (ع)

اباالفضل اميرم، امير بي نظيرم  

كه جز عشق رخش در دل خسته نپذيرم  

چه خوش باشد اگر باز زند با دو سه تيرم  

كه صيدش شوم و و زير قدمهايش بميرم  

ز غيرش همه سيرم ‌  

دل از مهر خدايي اباالفضل نگيرم ‌  

علمدار اباالفضل، سپه دار (اباالفضل) ‌  

جهانگير و جهاندار ‌  

بود دلبر و دلدار  مرا يار و مددكار   ‌  

طپش هاي دل حيدر كرار ‌  

شده در حرم فاطمه پرگار  

زنم جار،‌بود عشق شرر بار   ‌  

بگويد سر ديوانه سردار  

سرم پر ز هوايش ‌  

دلم جاي ولايش 

 غلامم به سرايش  

همه هستي و دينم به فدايش  

ربوده ز سر ‌روح الامين عقل صدايش   ‌  

بود محور عرش ازلي دست جدايش ‌  

حسين بن علي سوره توحيد بخواند ز برايش  

کسی نیست به پایش  

به قربان نوایش  

به قربان دعایش  

دلم گشته خریدار ولایش  ‌  

علمدار اباالفضل،  سپه دار (اباالفضل)  

زنم جار اباالفضل  

اخ به قربان دعایش  

دلم گشته خریدار ولایش  

به قربان گرهبند قبایش  

لقب باب الحوائج  

نسب باب الحوائج  

خداوند نجابت و ادب باب الحوائج  

دلم غرق کمالش  

پریشان وصالش  

دو ابروی هلالش  

جمالش و کمالش  

بود زینب کبری همه جا محو جمالش  

دلم بنده ی نامش  

گرفتار مرامش  

که افتاده به دامش  

نه آدم نه سلیمان و نه لقمان  که موسی است  غلامش  

حسین است کلامش  ببین حسن ختامش  

به زهراست سلامش  

قیامت متجلی شود از وقت قیامش  

تمامی یه بهشت است به نامش  

زور بازوی علی باب الحوائج  

ناصر دین نبی باب الحوائج  

بچه شیر مرتضی باب الحوائج  

ای شهید علقمه باب الحوائج  

ای عزیز فاطمه باب الحوائج

نفحات ایثار ::-> عکسی که مایه شرمندگی بعضی هاست + تصویر

تا ابد مدیون خون شهیدانی خواهیم بود که از هیچ تلاشی برای پاسداری از نظام مقدس جمهوری اسلامی فروگذاری نکردند

کجایید ای شهیدان خدایی      بلاجویان دشت کربلایی       

 

روحشان شاد یادشان گرامی

نفحات ایثار ::-> شهید علی یگانه؛ شهیدی والامقام از روستای ایراج

"ایراج"، روستایی است از توابع شهرستان خور و بیابانک در استان اصفهان که حدود چهار هزار سال قدمت تاریخی دارد

  این روستا در سال های دفاع مقدس، بین 250 تا 300 نفر (حدود صدخانوار) جمعیت داشت که گروهی از آنان در میادین دفاع مقدس حاضر شدند و شش تن از آنان شربت شهادت نوشیدند.  اسامی این شهدا عبارت است از:  

رحمت الله زاهد هوشنگ - مسعود قربانعلی رفیع - علی یگانه - کوچکعلی مسعود - محسن حسین دانا  


  عکسی که مشاهده می کنید، شهید "علی یگانه" را لحظاتی پس از اصابت گلوله و شهادت نشان می دهد. او در ابتدای وصیتنامه اش، خود را این گونه معرفی می کند:  

"پاسدار فدایی اسلام و امام امت، خمینی بت شکن، حقیر، علی یگانه" 

  شهید علی یگانه در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است: "به یگانه فرزندم بگویید، پدرت به سفر کربلا، به زیارت قبر شش گوشه اباعبدالله(ع) رفته و وقتی بزرگ شد، او را کاملا روشن نموده و به او بگویید پدرت به مقابله با دشمنان اسلام و پیامبر خدا رفته و برای اسلام قیام نموده و در این راه جان خود را به پیشگاه مقدس خداوند تقدیم نمود." 

"شادی روح ارواح طیبه شهداء صلوات"

نفحات ایثار ::-> نامدارترین خلبان جهان چگونه می جنگید؟

همرزمان امیر سر لشگر شهید ˈعلی اکبر شیرودیˈ که لقب نامدارترین خلبان جهان را از آن خود کرد، درباره چگونگی رزم این شهید سرافراز با دشمن می گویند

  شیرودی که چند هزار مأموریت هوایی را در کارنامه خود دارد، شهیدی از خطه شمال کشور است که در طول دوران جنگ به دفاع جانانه از میهن پرداخت و با عشقی غیر قابل وصف به شهادت، هر لحظه برای نیل به این فیض عظیم آماده بود. وی مشهور به خلبانی است که بیشترین پروازهای جنگی در دنیا را انجام داد و طی ماموریت هایش بیش از 300 بار با مرگ مواجه شد.    

  خلبانانی که شاهد ماموریت های شهید شیرودی در درگیری های کردستان بودند، مانند همه کارشناسان جنگ های هوایی در دنیا، از او بعنوان نامدارترین خلبان چرخبال های شکاری در جهان یاد می کنند. به گفته آنها، شهید شیرودی نه فقط به خاطر ساعت های طولانی پروازهای عملیاتی و ماموریت های متعدد، بلکه به سبب خصوصیت بارز دیگری نیز شایسته این عنوان است. در بررسی مجموعه مصاحبه هایی که در خصوص ویژگی های شخصیتی و چگونگی عملکرد شهید شیرودی طی ماموریت های جنگی از کارشناسان نظامی و خلبانان هوا نیروز به عمل آمده می توان به چند نکته پی برد.   

  همرزمانی که شاهد پروازهای سه روز اول جنگ و همچنین ماموریت های آتی این خلبان رشید و شجاع در جبهه غرب بودند درباره علل تفاوت عملیات شخص شیرودی با سایرین می گویند. ایمان، آشنایی کامل با جغرافیای منطقه درگیری، ورود دلیرانه به مواضع استقرار تجهیزات دشمن، عملیات غیرقابل پیش بینی با خصم، شیرجه و سینه خیز رفتن از فاصله یک متری توپ و تانک مهاجمین به دلیل شجاعت منحصر به فرد، بیشترین ساعت پرواز در جهان و عشق به شهادت، از ویژگی هایی است که او را از دیگران متمایز کرده بود.    

  این خلبان دلاور و مکتبی زمانی که خبردار می شود تانک های دشمن به سمت نیروهای خودی در حرکت است به دلیل اینکه تاریکی هوا اجازه پرواز را از او گرفته بود ، سخت بی قرار می شود و برای سپیده زدن لحظه شماری می کند تا با یورش به قلب دشمن مانع پیشروی آنها شود.    
  یکی از همرزمان شهید شیرودی درباره او می گوید که این خلبان غیور و مومن در آخرین نبرد هم جانانه جنگید و پس از اینکه چهارمین تانک دشمن را هدف قرار دادیم، ناگهان گلوله یکی از تانک های عراقی به بالگرد ما اصابت کرد، اما شهید شیرودی با وجود مجروحیت، با مسلسل تانک دشمن را منهدم کرد. خلبان شیرودی روز هشتم اردیبهشت سال 1360پس از نبردی چند ساعته و انهدام چند تانک عراقی، به فیض عظیم شهادت نایل آمد.

نگاهی به خویشتن :::->> سالگرد ازدواج نورانی محمد امین و خدیجه کبری

سالگرد ازدواج نورانی رسول مکرم اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) و بانو حضرت خدیجه کبری (س) را محضر آقا امام زمان (عج) و تمامی بازدیدکنندگان وبلاگ تبریک عرض می کنم

 

  ازدواج حضرت محمد(ص) با حضرت خدیجه(س) به دلیل ایمان و فداکاری آن بانوی بزرگوار و آینده دین اسلام بود که بهترین ثمره این پیوند وجود اطهر صدیقه کبری فاطمه زهرا(س) و بقای نسل آن حضرت از این طریق بود.

  دهم ربیع الاول مصادف با سالروز ازدواج رسول خدا حضرت محمدبن عبدالله(ص) و حضرت خدیجه(س) است. درست 25 بهار از عمر گرانبها و پربرکت پیامبر می‌گذشت که با بانوی چهل ساله‌ای به نام «خدیجه» که برترین بانوی روزگار خویش بود، پیمان زندگی مشترک را امضاء کرد و فصل جدیدی در زندگی‌اش آغاز شد.

نفحات ايثار ::-> گریه فرزند شهید هنگام تماشای فیلم پدر + نامه به علی کوچولو

"و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یزقون"

شهید احمدی روشن

علی جان سلام؛

  علی جانم، عزیز دلم، برادرم، نازنینم، تو فرزند شهیدی، فرزند شهیدی بزرگوار به وسعت تاریخ ایران زمین، تو فرزند شهیدی به عظمت و بلندای تاریخ اسلام

  علی جانم؛ تو دیگر مرد شده ای و مرد گریه نمی کند، سرت را بالا بگیر و دلت روشن باشد درست مثل نام مردانه پدرت، غم تو درد من است و دلتنگی ات فغان من، ولی "الا بذکر ا... تطمئن القلوب"، هست خدایی که پدرت نزد او "عند ربهم یرزقون" است و هستند کسانی که با نام شهید اشک در چشمانشان حلقه می زند و یاد یاران رفته می کنند و هست رهبر عزیزمان که جویای احوال توست.

  علی عزیز؛ قول می دهم در هر کجا که باشم در هر پست و مقام و در هر رتبه و رده ای نگهبان خون پاک پدرت باشم. پاسبان حریم ولایت و مراقب انقلاب و سنگر علمی که با خون پدرت رنگین شده است.

علی جان دوستت دارم و فراموشت نمی کنم...

نگاهي به خویشتن :::->> داستان مرشد چلویی + تصویر

چقدر دلم برای این آدم ها تنگ شده خدا می داند خدا می داند. صاحب این عکس را می شناسید؟
در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران غذا فروشی داشت. مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به "مرشد چلویی"

 مرشد چلویی

  روی تابلوی بالای دخل مغازه اش نوشته شده بود:

"نسیه و وجه دستی داده می شود، حتی به جنابعالی به قدر قوه"

  مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی که می خواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون می بردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا می گرفتند و می بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند.

  مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او می آمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او می ریخت و ظرف را کامل می کرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن می کرد و دهان آن پسربچه یا نوجوان می گذاشت.

  و همین طور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع می شد و به اول سالن مغازه ختم می گشت. افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز می آمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه می گرفتند.
این شعر از آن مرحوم است:

کو آن کسی که  کار برای خدا کند؟
بر  جای بی‌  وفایی  مردم  وفا  کند
هرچند خلق،سنگ ملامت بر او زنند
بر جای سنگ ، نیمه شبها دعا  کند

منبع: شفقنا

نگاهی به خویشتن ::-> خاطره جذاب از حضور رهبر معظم انقلاب در منزل شهید ارمنی

با آن ها خدا حافظی کردیم و به سمت دفتر به راه افتادیم. وقتی رسیدیم آقا فرمودند: این بچه ها را بگویید بیایند.آمدند.گفتند:این کار چه بود که شما کردید؟ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این ها محسوب می شود. نمی خواستید داخل نمی آمدید

  آقا وقتی که امام جمعه تهران شدن این کار را شروع کردند و همچنان هم ادامه دارد افتخارمان این است که در استان تهران ، خانواده و شهید بالای یک نفر نداریم که آقا خانه شان نرفته باشد تقریبا محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند تک تک این محله های خود شما را من حداقل می دانم ما خانواده شهید سه شهید دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند

  حدود شش،هفت سال بعضی از روز های شیفت کاری ام،مسئول تنظیم ملاقات خانواده معظم شهدا من بودم. به همین خاطر می دانم شرایط و وضعیت چگونه بود.دیدار های خانواده شهدا،با صفا ترین،باحالترین لذتی که آدم می خواهد ببرد را دارد.فقط یک فرزند داشتند که آن هم شهید شده است.افتخاراست برای یک پدر ومادر که یک بچه بزرگ کرده باشند،آن بچه شان را هم در راه خدا تقدیم کرده باشند.

  بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیه عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید"خرسند"، در نازی آباد. خانواده خرسند چهار تا شهید داده است؛پدر خانواده،دو فرزند خانواده و داماد خانواده.مادر این شهیدان این قدر قدرتمند،باصلابت و با نجابت با آقا صحبت می کرد که یکی دو بارآقا گریه کرد.

  این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد.همه آدم هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند.چه شیعه،چه سنی،چه مسیحی و...

  صبح روزکریسمس یعنی عید پاک ارامنه،آقا فرمودند خانه چند ارمنی و آشوری اگر برویم خوب است.ما آدرسی از ارامنه نداشتیم.سری به کلیسا های شان زدیم که انها از ما بی خبر تر بودند.رفتیم بنیاد شهید،مقداری از کلیسا ها و یک سری هم توی محله ها اطلاعات گرفتیم وبا این دیدگاه رفتیم.صبح رفتیم گشتیم توی محله مجیدیه شمالی،دو سه تا خانواده پیدا کردیم.

  در خانواده ها را زدیم وبا آنها صحبت کردیم.توی خانواده مسلمان ها ما میرویم سلام می کنیم و میگوییم از هیئت آمدیم از بسیج،پایگاه ابوذر،بالا خره یک چیزی میگوییم و کارتی نشان می دهیم.بین ارمنی ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالا خره فرهنگش...بگوییم از دادستانی آمدیم که باید در برود.کارت صدا وسیما نشان دادیم وگفتیم از صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم.امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست،

می خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.

  برای نماز مغرب و عشاء با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم.گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می کنند، میرویم سرکارمان دیگر . اسکورت هم به هوای این که ما توی منطقه هستیم با بی سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود،روی شبکه بالا خره پخش میشود دیگر.چیزی نگفتند.ی آن مرکز من را صدا کرد با بی سیم گفتم به گوشم.

  موردمان را گفت که شخصیت سر پل سید خندان است.سر پل سید خندان تا مجیدیه کم تر از سه چهار دقیقه راه است.من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم.خانمی از گل بهتر آمد دم در،در را باز کرد.ما با یا الله یا الله خواستیم وارد شویم،گفتیم نودال و امپکس و چیزایی که شنیده بودیم،کارگردان و این ها بروند تو.

  کارگردان رفت پشت بام پست بدهد،امپکس رفت توی زیر زمین پست بدهد،یکی رفت توی حیاط پست بدهد.پست بودند دیگر حالا فیلممان بود . یک ذره که نزدیک شد بی سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم.من هم با فاصله ای که بود به این خانم چون حیا بشود،اینجوری جلوی اقا نیاید،گفتم:ببخشید!الان مقام معظم رهبری دارد مشرف میشوند منزل شما.

گفت:قدمش روی چشم،تشریف بیاورد.گفتید کی؟

  من اسم حضرت آقا را گفتم (داستان بازرگان و طوطی را شنیده اید) تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم،دو تا دختر از پله آمدند پایین.یا الله یا الله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلا جمع کنید.مادر را بردند آشپزخانه.

دخترها گفتند:چه شد؟

                                                             دنباله این خاطره جالب را در ادامه مطلب بخوانید ...

ادامه نوشته

اخبار کشوری ::-> دیدار مدیر عامل سازمان بهشت زهرا(س) با خانواده شهداء اقلیتهای مذهبی

مهندس توکلی ،مدیر عامل سازمان بهشت زهرا(س)و شهردار حرم مطهرحضرت امام(ره) به همراه دکتر صمیمی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران به مناسبت آغاز سال 2013 میلادی با هدف پاسداشت یاد و خاطره شهدای اقلیت با خانواده های آنان دیدار کردند و سال نو را تبریک گفتند

 

  مهندس توکلی ،مدیر عامل سازمان بهشت زهرا(س) و شهردار حرم مطهرحضرت امام (ره) به همراه دکتر صمیمی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران و عده ای ازمعاونین و مدیران سازمان بهشت زهرا(س) و بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران به مناسبت آغاز سال 2013 میلادی با هدف گرامی داشت یاد و خاطره شهدای اقلیت با خانواده های شهید "گالیک تومانیان"و شهید "نوریک باباجانیان"دیدار و سال نو را به آنان تبریک گفتند.

 

توضیح مدیر وبلاگ:

  اقدام پسندیده و شایسته مدیرعامل سازمان بهشت زهرا (س) سزاوار تقدیر و تشکر است. وبلاگ "آنایوردوم جنگ تپه،آواجیق" در راستای رسالت اطلاع رسانی خود، ضمن ستایش این حرکت زیبای مدیران شهرداری تهران و بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران، برای ایشان و خانواده محترمشان آرزوی سلامت و سعادت دارد.

نگاهي به خویشتن :::->> اولین روزه آقا اباعبدا... الحسین (ع) و ...

 اولین روزه آقا اباعبدا... الحسین (ع)

روايت است اولين روزي كه امام حسين (ع) روزه گرفتند همه اهل بيت در كنار سفره جمع شدند. پيامبر اكرم (ص) رو به امام حسين فرمودند: حسين جان عزيزم روزه ات را باز كن.

امام حسين فرمودند: جايزه من چه خواهد بود؟ پيامبر فرمودند: نصف محبتم را به كساني كه تو را دوست دارند مي بخشم. ولی آقا روزه شان را باز نکردند.

حضرت علي (ع) فرمودند: پسرم حسين جان بفرما. باز امام فرمودند: جايزه من چه خواهد بود؟ حضرت علي فرمودند: نصف عبادتهايم براي كساني كه عاشق تو هستند. ولی آقا روزه شان را باز نکردند.

حضرت فاطمه (س) فرمودند: عزيز دلم افطار كن. امام حسين پرسيدند: جايزه شما به من چيست؟ حضرت فرمودند: نصف عبادتهايم را به كساني ميبخشم كه بر تو گريه مي كنند. ولی آقا روزه شان را باز نکردند.

امام حسن (ع) فرمودند: برادرجان روزه ات را باز كن. و امام همان سوال را پرسيدند. حضرت پاسخ دادند: من تا همه گنهكاران را بر تو نبخشم به بهشت نخواهم رفت. ولی آقا باز هم روزه شان را باز نکردند.

و در همين حال جبرئيل بر پيامبر نازل شد فرمود خداوند مي فرمايد: پرچم شفاعت امت را به تو دادم، ما از شما مهربانتر هستيم و آنقدر آن كساني كه عاشق تو هستند را به بهشت مي برم تا تو راضي شوي.

آنجا که مولا علی (ع) و خانم فاطمه زهرا (س) می فرمایند: نصف عبادتهايم را به كساني مي بخشم که ... نکاتی را باید ذکر کرد؛ بطور مثال:

حضرت محمد (ص) در روز جنگ خندق پس از آنکه حضرت علی (ع) با ضربه خود، عمرو بن عبدود پهلوان نامدار عرب را به زمین انداخت، فرمودند:

"ضربة على یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین"
ضربه على در روز خندق افـضـل اسـت از اعـمـال امـت مـن تـا روز قـیـامـت

مرحوم سراج از وعاظ برجسته تهران نیز می گفتند: آی مردم ثواب یک تازیانه ای که حضرت فاطمه زهرا (س) در راه امیرالمومنین علی (ع) تحمل کردند اگر به ما بدهند برای تمام عالم بس است.

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ

وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

اخبار خوی :::->> ادای احترام به شهدای حماسه پل قطور در دفاع مقدس

فرماندار شهرستان خوی به همراه مسئولین دستگاههای اجرایی شهرستان،جهت بررسی مشکلات بخش مرزی قطور و بازدید از طرح ها و پروژه هائی که در سفرهای قبلی در دستور کار قرار گرفته بود ، وارد شهر قطور شد

 

  عماری در رأس هیئت همراه در بدو ورود به منطقه بخش قطور با نثار فاتحه و ادای احترام به شهدای حماسه پل قطور در دفاع مقدس،یاد و خاطره آنها را گرامی داشتند. گفتنی است پل هوایی قطور نمادی شکوهمند از رشادتهای مدافعان آسمان ولایت و مردان آهنین عزم راه آهن در سالهای جنگ تحمیلی است که در آن روزهای خون و آتش اسطوره هایی که هر لحظه چشم انتظار سایه مرگبار بمب افکن دشمن بودند و شجاعانه ایستادند و نهایتاً قسمت آسیب دیده این پل را که در حمله دشمن مورد اصابت قرار گرفته بود بازسازی و مرمت کردند.

  از خیل این ایثارگران شش مرد در آن همایش فوق بشری در پای این پل، آگاهانه به خون غلطیدند تا زبان پلید دشمن که لاف قطع کردن ارتباط خط آهن ایران و اروپا را میزد، ببندد و اگر با گوش دل بشنویم بانگ شهادت آنان حین انجام وظیفه در پای پل هنوز طنین افکن است.

نگاهي به خویشتن ::->اتفاقات عجیب،تکان‌دهنده،زیبا و شیرین انتقال ضریح سیدالشهداء(ع)

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

 عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْن وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ  

 معلولی که به واسطه ضریح شفا می‌گیرد

  حدود ساعت 4 بامداد فردی به کاروان مراجعه و خبر شفا گرفتن فرزند معلول خود را اعلام کرد، به طوری که اظهار داشت به دلیل دور افتاده بودن روستا با موتور به سمت مسیر کاروان حرکت کردم و در وسط راه موتور خراب شد، به ناچار در یکی از روستاهای مسیر موتور را رها و با پای پیاده به سمت جاده و همراه با کاروان تا بروجرد حرکت و ذکر توسل و راز و نیاز داشتم که اواخر شب در برگشت به روستا متوجه شدم که فرزند معلولم شفا گرفته و اصرار می‌کرد: «بابا برو همان جایی که بودی!» بنابراین مجدداً خود را به کاروان رسانده بود.

ماجرای گیر کردن گردن جوان 22 ساله آبادانی زیر خودرو حامل ضریح و زنده ماندن او

  در ورودی شهر آبادان جوانی حدود 22 ساله در حالی که با تلاش و سماجت از حلقه حفاظتی شدید عبور کرده و خود را به خودرو حامل ضریح مطهر رساند، ناگهان از ناحیه کتف و گردن زیر چرخ جلوی سمت راننده تریلر نقش بر زمین شد که همه اطرافیان را متأثر کرد و خون به صورت غیرعادی از گوشش فوران می‌کرد و زمین از خونش رنگین شده بود، اما خوشبختانه شامگاه همان روز مطلع شدیم که این جوان فوت نکرده و در بیمارستان بستری است.

خراب‌شدن تریلی حامل ضریح نزدیک روستای سادات

  جالب است بدانید در مسیر کوت ‌عبدالله تا سه‌راهی دارخوین، تصمیم قطعی بر عدم توقف بود، هر چند که بعضی از اهالی اصرار بر توقف کنار روستایی داشتند که همه اهالی آن از سادات محترم هستند. با وجود اصرار زیاد، باز هم تصمیم مسئولان بر عدم توقف بود تا زمان‌بندی در انتقال ضریح رعایت شود اما در کمال ناباوری، خودروی حامل ضریح مطهر دچار خرابی یک ساعت و نیمه شد، آن‌ هم دقیقاً نزدیک روستای مورد نظر!

دختر سه ساله‌ای که بهانه ضریح را گرفت

  در ساوه در بدو ورود از آزادراه و در حالی‌که هنوز جمعیت متراکم نشده بود اعضای کاروان خودرو پژویی را رؤیت کردند که آقا و خانم در صندلی‌های جلو و  طفلی حدوداً 2 تا 3 ساله در صندلی عقب چسبیده به شیشه و رو به ضریح مطهر آن‌ چنان گریه و بی‌تابی می‌کرد که توجه اعضای کاروان را به خود معطوف و به واقع متأثر کرد. با استفاده از سیستم صوتی از پدر این طفل معصوم خواستم کودک را به ما بدهد تا کنار ضریح ببریم. ... به محض آغوش گرفتن کودک و انتقال آن به داخل ضریح مطهر، آرام گرفت و با ادب وصف ناپذیری ضریح مطهر را بوسید، بدون اینکه احساس غریبی از محیط و اطرافیان غریبه به او دست داده باشد و با وجود اینکه مدت قابل توجهی طول کشید تا پدر او از لابه‌لای جمعیت کثیر استقبال‌کنندگان برای تحویل‌گرفتن فرزندش به خودروی حامل ضریح مراجعه کند، هیچ‌گونه بی‌تابی نمی‌کرد و پس از تحویل به پدر نیز تا مسافت قابل توجهی نگاه صرف به ضریح و با تکان دادن دست اوج ادب و عشق درونی را به نمایش گذاشت.

کبوتر عاشقی که زائر کربلا شد

  در هنگام خروج کاروان از قم و فاصله حدود یکصد متری ضریح، توسط یکی از بدرقه‌کنندگان و از داخل یک خودرو تعدادی کبوتر به پرواز در آمدند و 2 روز بعد در حال پاک‌سازی اطراف خودروی حامل ضریح مطهر در حرم حضرت امام(ره) و بازسازی سازه پیرامونی، ‌یکی از کبوترها در حد فاصل ضریح و کفی تریلر مشاهده شد که تلاش ما برای به پرواز درآمدنش، بی‌نتیجه ماند. انگار دلش نمی‌خواست ضریح را ترک کند و نهایتاً این کبوتر عاشق هم بعد از حدود 18 روز زائر کربلا شد.