در روز ولادت ابوالفضل العباس علیه السلام، مادر بزرگوارش حضرت ام البنین سلام الله علیه قنداقه او را به دست امیرالمۆمنین على علیه السلام داد تا بر وى نامى بگذارد. حضرت زبان مبارك را به دیده و گوش و دهان او گردانید تا حق بگوید و حق ببیند و حق بشنود 

در باغ وفــــــــا شکوفه ی یاس شکفت                      در وسعت عشق، شور و احساس شکفت 
مـــردانــــگی تمـــــام عا لـــــــم یکجا                        در  وا ژه ی دلنشــین عبـــــــــاس شکفت


  سپس طبق سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله، در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفت. امیرالمۆمنین علیه السلام به ام البنین علیهاالسلام فرمود: چه اسمى بر این طفل گذارده اید؟ عرض كرد: من در هیچ امرى بر شما سبقت نگرفته ام، هر چه خودتان میل دارید اسم بگذارید. فرمود: من او را به اسم عمویم، عباس، نامیدم. پس دستهاى او را بوسیده و اشك به صورت نازنینش جارى شد و فرمود: گویا مى بینم این دستها در «یوم الطفّ» در كنار شریعه فرات در راه یارى دین خدا قطع خواهد شد. 

چنانكه دیدیم نام نامى آن جناب را، حضرت ولى الله امیرالمونین على بن ابى طالب علیه السلام، عباس گذارد. عباس، صیغه مبالغه از ماده عبس است كه به معنى در هم شدن و گرفتگى صورت مى باشد. آن جناب چون به مفاد «اشداء على الكفار»(فتح/29) بر دشمنان حق عبوس و در جنگ مهیب بوده، یا آنكه بر اثر صولت و شجاعت و غیرتى كه آن حضرت در قبال دشمن به هنگام قتال با قوم داشت، از خوف و بیم وى در وجود كریهه و خبیثه آن قوم كافر كراهت و عبوست ظاهر مى شده است، لذا عباس نام گرفت.( خصائص العباسیه : صفحه 118.) 

  منتخب طریحى و دیگر كتب، در وصف آن حضرت آورده اند: كالجبل العظیم و قلبه كالطود الجسیم لانه كان فارسا هماما و بطلا و ضرغاما و كان جسورا على الطعین و الضرب فى میدان الكافر و الحروب.


حضرت عباس علیه السّلام نیز پرچم را با دستانى پولادین برفراز سر برادر بزرگوارش به اهتزاز درآورد و از هنگام خروج از مدینه تا كربلا، همچنان در دست داشت . پرچم از دست حضرت به زمین نیفتاد مگر پس از آنكه دو دست خود را فدا كرد و در كنار رود علقمه به خاك افتاد


  امام سجاد در سال 38هجری در مدينه ولادت يافت. حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بيماری  و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت به او اجازه جنگ کردن نداد. مصلحت الهی اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ، يعنی امامت و ولايت گردد. 

  اين بيماری موقت چند روزی  بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد. سن شريف حضرت سجاد (ع) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند. 
  مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد ساسانی بوده است. آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود، بهره برداری از اين قيام و حماسه بی نظير و نشر پيام شهادت حسين (ع) بود، که حضرت سجاد (ع) در ضمن اسارت با عمه اش زينب (ع) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظير در جهان آن رو فرياد کردند. فريادی که طنين آن قرنهاست باقی مانده و برای هميشه جاودان خواهد ماند.

وبلاگ "آنایوردوم جنگ تپه،آواجیق" ولادت با سعادت پسر شیرخدا، علمدار کربلا، حضرت اباالفضل العباس (ع) و آقا امام سجاد (ع) را محضر آقا امام زمان (عج) و دوستداران و شعیان حضرتش در سرتاسر عالم، علی الخصوص  "اهالی روستاهای آواجیق" تبریک و تهنیت عرض می نماید