از زماني كه من به ياد مي آورم مراسم ايام شهادت سرور و سالار شهيدان در آواجيق بسيار پرشور برگزار مي گرديد. و مردم با ايمان آواجيق نيز از مدتي قبل از فرارسيدن ماه محرم به تميز كردن و نظافت مساجد و حسينيه ها مي پرداختند و كم و كسري ليوان و استكان و بشقاب و قاشق و قند و خلاصه همه ملزومات مورد نياز را جبران مي كردند.

ماه محرم شهر آواجيق(كليساكندي)

  از آغاز دهه اول محرم نيز بزرگان روستا با مشخص شدن و آمدن روحاني به مسجد پاي منبر نشسته و از تعاليم عاشورايي كه توسط روحاني مطرح مي شد استفاده كرده و به عزاداري مي پرداختند. هر شب شور و غوغايي در مساجد آواجيق پرپا شده و اهالي روستا حتي اگر تعدادشان نيز كم بود چراغ مسجد را در اين شبها روشن نگه مي داشتند.

  هر شب نيز با هماهنگي كه صورت مي گرفت دسته هاي عزاداري روستاهاي نزديك به مساجد روستاهاي همجوار رفته و مراسمي داشتند چه آن زمان كه محرم در بهار و تابستان بود و چه زماني كه در زمستان و همراه با برف و كولاك شديد مي شد باز هم اين رسم رعايت مي شد. مثلاً دسته روستاي حالحال به روستاي جنگ تپه مي آمد و دسته روستاي ديلكوردي به روستاي عرب ديزج و قلي ديزج و دسته بيك كندي به كليساكندي و ...

 

  در روز عاشورا نيز دسته سينه زني روستا از مسجد روستا خارج و از كوچه هاي روستا و از درب منازل افرادي كه نذري داشته و يا قرباني داشتند عبور كرده و دوباره به مقابل مسجد باز مي گشتند و تا اذان ظهر به سينه زني و مرثيه سرايي ادامه داده و بعد از اذان و نماز ظهر و يا به عبارتي "قتل سيناندا" به مراسم نذري كه در چندين خانه روستا صورت مي گرفت مي رفتند. لازم به ذكر است كه در آواجيق دو نوع دسته عذاداري وجود داشت. يكي دسته عرب(سينه زني) و ديگري دسته زنجيرزني بود كه معمولاً دسته زنجيرزني محفل جوانترها بود.

مسجد جامع شهر آواجيق(روستاي كليساكندي)

مسجد جامع شهر آواجيق(روستاي كليساكندي)

  در آواجيق قديمها مراسم شبيه گرداني نيز بود و اين مراسم در روستاي زيباي "عرب ديزج" و "کلیساکندی(شهر آواجیق فعلی)" انجام مي شد. مردم از روستاهاي اطراف به اين روستاها مي آمدند. محل انجام مراسم شبيه گرداني در عرب ديزج جايي در ورودي روستا بود و خيل جمعيت مشتاق به تماشاي مراسم مي پرداختند و در لحظات خاص مراسم نيز صداي گريه و زاري آنها دشت آواجيق را پر مي كرد. پر از ياد سرور و سالار شهيدان حسين ابن علي(ع) و قمر بني هاشم آقا ابوالفضل العباس(ع) كه مردم آذري زبان علاقه قلبي شديد و عجيبي به نام نامي ايشان دارند.  

محل برگزاري مراسم شبيه گرداني در روستاي عرب ديزج
سمت راست جاده
 

  در روستای عرب دیزج مراسم شبيه گرداني توسط افرادی مانند لطفعلی خان آیرملو، ايمانعلي شادلو، محمد عليزاده، عباس عليپور و محمد آيرملو(فرزند نقدعلي خان) انجام مي شد. در دسته عرب(سينه زني) روستاي عرب ديزج محمد عليزاده مرثيه سرايي مي كرد و صداي گرمي هم داشت.

  در روستاي كليساكندي نيز مراسم شبيه گرداني قديمها در مسجد قديمي اين روستا كه حدود ۱۶۰ سال قدمت داشت و باني آن نيز همسر جد اعلاي من(همسر پاشاخان ميرپنج سرحددار منطقه)بود انجام مي شد و حال نيز در مسجد جديد اين روستا انجام مي شود. 

  در كليساكندي هم افرادي چون جواد آقا بيك زاده، حاج حيدرعلي صادق زاده، رمضان عليپور و حسنعلي كريم پور كه صداي "عطشانش" كل آواجيق را مي لرزاند مراسم شبيه گرداني را اجرا مي كردند و مداحي و مرثيه سرايي نيز بر عهده ايشان بود و بعدها افرادي مانند بايرامعلي محرمي، سعيد بيك زاده، حسين بابازاده و نريمان جاي ايشان را پر كردند. در دسته عرب كليساكندي حاج حيدرعلي و حاج سيف اله رضايي و در دسته زنجيرزني نيز مشهدي محرم بابازاده مداحي مي كردند.

  در ديگر روستاهاي آواجيق مانند روستاي زيباي جنگ تپه، ديلكوردي، حالحال، شادلو، قلي ديزج، اروج كندي و ارخشان و ... نيز مراسم ايام شهادت سيد الشهداء با ارج و قرب و تحرك خاصي انجام مي شود و معنويت اين روزها را در آواجيق در رفتار و برخورد اهالي به راحتي مي توان مشاهده كرد كه در عين محروميتي كه در اين منطقه بزرگ وجود دارد ولي عشق به امام و آقام ابالفضل و حضرت زينب در پوست و خون و رگشان ريشه دوانده. و چه زيباست وقتي دسته ها در روستاها بيرون مي آيند شربت ها پخش شده و قرباني ها انجام مي شود و صداي هق هق گريه اهالي روستا و مردان و زنان فضا را پر مي كند و انصافاً بي ريا و بي غل و غش است و انشاا...  مقبول درگاه خداوند متعال. 

 

""اجراي مراسمي خاص در آواجيق""

  يكي از خاص ترين برنامه هاي ايام دهه شهدت حضرت امام حسين(ع)، مراسمي است كه قبلاً در روستاي جمال كندي و سليمان عاقل، و در اين اواخر هم در روستاي بي كندي اجرا مي شود و مردم بسياري را از مناطق دور و نزديك به مكان اجراي آن مي كشد. 

  اين مراسم مربوط به "علم(علامت)" است. علمي كه چيزي مانند نعل است و بر سر چوبي به طول ۱۳۰ سانتي متر قرار گرفته و در سر ديگر آن چوب نيز كمري قرار دارد تا فردي كه علم را حمل مي كند آن را به كمر خود محكم كند. دور اين چوب نيز با پارچه هاي سبز رنگ و متبرك پوشانده شده است. طبق اقوال و شنيده هاي افرادي كه از نزديك شاهد اين موضوع بوده اند اين علم كه در داخل جعبه و در مسجد روستا قرار دارد در روزهاي دهه اول محرم در داخل اين جعبه تكان مي خورد تا روز "تاسوعا" كه روز اجراي اين مراسم خاص مي باشد.  

خاص بودن اين مراسم در اين است كه:

  هر كسي كه مايل باشد مي تواند اين علم را به كمر خود ببندد. وقتي فردي علم را به كمرش مي بندد، مجريان اين مراسم شروع به خواندن دعايي از روي كتاب و تكرار آن توسط فرد و فرستادن صلوات مي كنند و مي گويند اگر نيت فرد پاك باشد علم شروع به حركت مي كند و مجدداً عرض مي كنم كه "علم شروع به حركت مي كند" و با سرعتي اعجاب آور و خارج از کنترل انسان، فرد را به دنبال خود به اين سو و آن سو مي كشد و حضار كاملاً متوجه مي شوند كه اين فرد اصلاً با ميل و اختيار خود حركت نمي كند و نمي تواند حركاتي اين چنين آن هم در جايي كه اين مراسم اجرا مي شود و معمولاً برف و گل و لاي و بالا و پايين و سنگلاخي است و پر از جمعيتي كه در همه جا و بدون نظم ايستاده اند. و خود افرادي هم كه علم در كمر آنها حركت كرده است به اين نكته اذعان دارند كه حركتي از خودشان ندارند و گاهي از ناتواني در دويدن با سرعت حركت علم به روي زمين كشيده مي شوند و اين علم است كه آنها را جابجا مي كند ولي تاكنون خبر هيچگونه آسيب ديدگي ذكر نشده است. و اين علم، فرد را به سمتي مي كشد كه يا كسي نذري داشته باشد و يا قرآن و چيز مقدسي وجود داشته باشد.

  بنده در اين مراسم بودم و از نزديك شاهد ماجرا. و نذري كردم كه اگر سمت من بيايد آن را اداء كنم و درست در همان لحظات علم و فرد حامل آن با سرعتي زياد سمت من آمد كه اگر با آن شدت به من برخورد مي كرد كه حسابم پاك بود ولي به آرامي علم سرش را روي شانه راست من گذاشت و بعد از اداء نذر با حركت سر علم كه مانند تشكر است باز به سمت حضار و افرادي كه نذر و نيازي داشتند حركت كرد و جالب اينكه نذر من بعدها قبول شد.

 

  قبل از مراسم مجريان اين مراسم به حاضرين مي گويند كه با كارهايي بيهوده علم را نيازمايند و امتحان نكنند. كارهايي كه من شاهدش بودم و ديدم كه شايد حدود يك كيلومتر دورتر از مكان اجرا، علم خودش را ميني بوسي مي كوبيد يعني دائم عقب و جلو مي شد و فرد حامل علم نيز بي اختيار حركت مي كرد بعد افراد اطراف علم تقاضا كردند كه اگر قصد آزمودن علم مي باشد بگويند، كه معلوم شد مبلغ ۵۰۰۰ ريال نذر را زير چرخ ميني بوس گذاشته اند.

   و يا در صحنه اي علم محكم خود را به طرز عجيبي به ماشين نيروي انتظامي حاضر در صحنه مي زد و نيروهاي موجود نيز اعلام كردند كه نذري ندارند و بعد مشخص شد كه قرآني در ماشين است كه تا آن را نياوردند و علم زيارتش نكرد آرام نشد. علم به شكل جالبي دور قرآن كريم مي چرخيد و بعد دور شد. از اين گونه صحنه ها در اين مراسم بسيار ديده مي شود.

  در يكي از اين موارد فردي نزديك شد تا علم را به كمر ببندد. البته اين فرد طوري كه اطرافيان مي گفتند سست ايمان و بي اعتقاد بود و فردي معلوم الحال. بسيار اصرار كرد تا آخر علم را به كمرش بستند ولي هر چه دعا خواندند و صلوات فرستادند علم حركتي نكرد علم را باز كردند و بر كمر ديگري بستند و دوباره ايشان اصرار كرد كه مجدد بر كمرش ببندند و وقتي بستند علم شروع به چرخيدن در جاي خود كرد آن چنان چرخيد و چرخيد كه نتوانستند نگهش دارند و سپس آن فرد را چنان به زمين زد كه خون از بيني اش جاري شد و تا يك ساعت گيج و منگ در گوشه اي نشسته بود. يعني در حقيقت افرادي هم بودند كه علم در كمر آنها حركت نمي كرد.

  در موردي ديگر علم حامل خود را به داخل روستا و به داخل آغل گوسفندان كشيد و روي گوسفندي ايستاد كه صاحب ان قسم مي خورد كه آن را نذر كرده بود ولي به جهت آزمودن علم اعلام نكرده بود.

  به هر صورت اين مراسم جزو مراسمي است كه در روز تاسوعاي حسيني در آواجيق اجرا مي شود و بنده هم حداقل سه بار و در سه سال ناظر اين قضايا بوده ام و قصدي هم در رد و تاييد ندارم و هدفم هم از ذكر موضوع تاييد و يا رد نبوده و فقط و فقط جنبه آشنايي بازديدكنندگان عزيز و گرامي مي باشد.

عذاداري هايتان مقبول درگاه باريتعالي

<<<<--<<<-<<-<-->>->>>-->>>>