X
تبلیغات
آنایوردوم "جنگ تپه،آواجيق"

آنایوردوم "جنگ تپه،آواجيق"
اداء دین من به گذشته و نیاکانی که همیشه به آن افتخار می کنم و هست خود را در آن جستجو می کنم.  
قالب وبلاگ
چت باکس


 

  امروز تصاويري از طبيعت كم نظير آنايوردوم و وطن آبا و اجداديم روستاي "جنگ تپه" و منطقه بزرگ و حاصلخيز "آواجيق" براي بازديد شما عزيزان قرار مي دهم اميد است كه مقبول طبع شما عزيزان قرار گيرد و اهالي گرامي آواجيق عزيز نيز با مشاهده اين تصاوير از وبلاگ خود راضي باشند.

روستای سرسبز و با طراوت من جنگ تپه
دورنمای کوه "مورس" ماکو نیز در این تصویر دیده می شود

روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي

آرارات كوچك و بزرگ در كنار هم
روستاي جنگ تپه 

آرارات-شهنازي

دورنمای کوه آرارات از روستای زیبای من جنگ تپه
آرارات-شهنازي
 

آرارات-شهنازي
 

 

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي  

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي 

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي  

 طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي

خانه قدیمی پدری با قدمت ۱۵۰ سال

خانه پدري-شهنازي
 

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي  

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي 

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي 

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي 

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي  

 طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي 

طبيعت روستاي زيباي من جنگ تپه-شهنازي 

منطقه پهناور و حاصلخیز آواجیق

آواجیق در محاصره مه

طبيعت آواجيق-شهنازي 


طبيعت آواجيق-شهنازي

 
طبيعت آواجيق-شهنازي


طبيعت آواجيق-شهنازي  

طبيعت آواجيق-شهنازي 

 


موضوعات مرتبط: درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، از هركجا....معرفي مناطق ديدني شهرها و كشورها، طبيعت روستاي جنگ تپه و منطقه آواجيق، عمومي(ديني، سياسي، ورزشي، اجتماعي و ...)
برچسب‌ها: تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, تصاوير زيبا از طبيعت آواجيق, تصاوير زيبا از طبيعت
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]

  در اين مجال تصاويري از طبيعت زمستاني روستاهاي اطراف شهر زيباي خوي را برايتان ارائه مي كنم. البته قبلاْ هم تصاویری از این دست مربوط به روستاهای دورافتاده و محروم شهر خوی برای بازدید گذاشته بودم. شهر دارالمومنين خوي بي شك يكي از پر درخت ترين شهرهاي ايران است (جداي از استانهاي جنگلي كشور كه خود در بوجود آمدن جنگل نقشي نداشته اند). شهري پر از درختان صنعتي و ميوه مانند گردو، آلبالو، گيلاس، سيب، توت، هلو، زردآلو و.... و پر است از مزارع آفتاب گردان و چغندر و ذرت و ... بقيه محصولات كشاورزي و باغي. ولی نیاز به صنایع پایه ای و اساسی و صنایع مکمل جهت استفاده كامل از این محصولات بسیار ضروری به نظر می رسد و مطمئناً داراي توجيه اقتصادي خوبي نيز خواهد بود.

به يقين توجه به ظرفيتهاي بالقوه شهر خوي باعث توسعه روزافزون این شهر خواهد شد و در صورت پرداختن به زیرساختهای توسعه ای، با توجه به موقعيت خاص و استراتژيك، شهر خوي قطعاً در آينده مي تواند تبديل به قطب بزرگ اقتصادي كشور شود.

 روستاي باصفاي بدلان شهر خوي

 روستاي بدلان-شهرخوي

روستاي بدلان

زمينهاي زراعي بين روستاهاي بدلان و داش پسك

  

 روستاي باغ رجب

 

تصاویری از روستاهای پسک علیا و سفلی

روستای داش پسک

 

 روستاي حيدرآباد

 

قنات پر آب روستاي حيدرآباد

زيارتگاهي بنا شده در تپه مشرف به روستاي حيدرآباد

دامنه كوههاي چله خانه روستاي حيدرآباد

  انشاا... در فرصتهاي بعدي تصاوير زيباتري از فصل بهار اين روستاها نيز جهت بازديد علاقمندان ارائه خواهم كرد. اميدوارم اهالي سخت كوش و محروم اين روستاها نيز با ديدن تصاوير روستاي خود راضي باشند.

 


موضوعات مرتبط: از هركجا....معرفي مناطق ديدني شهرها و كشورها، عمومي(ديني، سياسي، ورزشي، اجتماعي و ...)
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير زيبا از خوي, تصاويري از روستاهاي خوي
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]

با سلام و عرض ادب حضور بازدیدکنندگان و دوستان گرامی:

  وقتی که سنم کمتر بود همیشه با خودم فکر می کردم که چرا کشور ما با این همه جاذبه طبیعی، چهار فصل بودن، آثار تاریخی، پشتوانه تاریخی باستانی و فرهنگ غنی و و و و .... در جذب گردشگر و توریست اینقدر عاجز و دست و پا بسته است و چطور همین کشور ترکیه (که البته آن هم دارای سابقه و تمدن تاریخی است ولی نه به اندازه ما) که زمانی نه چندان دور میزبان قاچاق چای بی کیفیت ایرانی و حتی دمپایی و ... بود و به لحاظ اقتصادی جزء کشورهای ضعیف با تورم بالا (تا ۴۵٪) چطور بیشتر از درآمد صادرات نفت ما از صنعت توریسم درآمد دارد؟

  البته این را هم در نظر می گیریم که بخشی از این درآمد، مربوط به سواحل ترکیه و امکانات و آزادیها و مباحث مربوطه است ولی آیا کشور ترکیه همه درآمدش در صنعت توریسم را از این بخش کسب می کند و آیا توریستهای کشورهای اروپایی و آمریکایی به خاطر همین قضیه ترکیه را انتخاب می کنند؟ 

  ترکیه در سالهای اخیر با شدت و قدرت روی سرمایه گذاری خارجی و تقویت زیرساختهای اقتصادی خود و به خصوص صنعت توریسم که اتفاقاً پاشنه آشیل درآمد ملی این کشور می باشد پرداخته است و توانسته در جذب گردشگر موفق عمل کند. حتی ترکیه از ظرفیت بالقوه طبیعی و خدادادی خود به نحو احسن استفاده کرده و می بینیم اینک به عنوان یکی از برترین کشورهای تولید کننده مواد غذایی از همه نوع خود را شناسانده و کشور ما هم اتفاقاً میزبان خوبی جهت این کالاهاست. ولی چرا ما با این همه موقعیت بالقوه در صنعت توریسم دچار رخوت و سستی هستیم؟ در اخبار و جرائد قطعاً مشاهده کرده اید که فلان کشور با تاسیس یک رستوران یخی به جذب گردشگر فراوان پرداخته و بهمان کشور با ایجاد یک هتل در دل کوه با شکل خاص تا مدتها از آن بهره می برد.

  به هر صورت نمی توانیم از کنار این نکته به راحتی بگذریم که کشور ایران با تمام سابقه تاریخی و گردشگری به هر دلیلی تا این حد به لحاظ ایجاد ساختارهای لازم جهت جذب گردشگر ضعیف عمل کرده است. البته نباید از عملکرد عجیب و غریب و نامانوس و .... مدیران متولی این صنعت که در سالها و روزهای اخیر اکثر جرائد و روزنامه های کشور اسلامی و عزیزمان به آن پرداخته اند نیز بگذریم.

  انشاا.. در آینده بصورت تخصصی به این مطلب خواهم پرداخت ولی در حال حاضر چند عکس از منطقه زیبای قطور واقع در شهر دارالمومنین خوی جهت آشنایی با این منطقه مستعد قرار خواهم داد که امیدوارم مقبول عزیزان واقع گردد.

  شهر خوی شهری مرزی است که از سمت منطقه قطور با استان وان ترکیه هم مرز است. در مورد این شهر باید یک مطلب و یک مقاله اختصاص بدهم تا بتوان از تاریخ و زیباییهای آن سخن گفت. مع الوصف شهر خوی پر درخت ترین شهر کشور است. البته نه درختان جنگلی مانند شمال کشورمان بلکه پر درخت از لحاظ درختان بارده و میوه های اعلا و همچنین درختان صنعتی که دورتا دور شهر را تا هکتارها پوشانده است و شهر را چونان نگین انگشتری در میان گرفته اند.

  در حال حاضر من فقط در مورد منطقه قطور قلم خواهم زد که منطقه ای است کوهستانی و خنک و بینهایت زیبا با کوههای بلند که کوه معروف "اورین" خوی (که به نوعی نشان شهر خوی نیز هست) را در خود جای داده است. 

کوه زیبای اورین خوی

  رودخانه قطور در حوزه آبريز ارس مي‌باشد و حوزه آبخيز آن با مساحت 9/3471 كيلومتر مربع از چين‌خوردگيهاي شمال غربي سلسله جبال زاگرس بوجود آمده بطوريكه اراضي محدوده‌اي داراي شيب تند بوده و كمتر اراضي مسطح در اين منطقه مشاهده شده است. مساحت حوزه رودخانه قطور تا ميله مرزي 248 (محل ورودي رودخانه قطور به ايران) در ارتفاع 290 متري، 810 كيلومتر مربع و طول آبراهه‌هاي اصلي در تركيه 115 كيلومتر مي‌باشد.
  اطراف اين رودخانه را تا ابتداي دشت خوي كوه‌هاي مرتفعي تشكيل داده و فاصله ميله مرزي تا شهرستان خوي 70 كيلومتر مي باشد. سرشاخه‌هاي متعددي نظير چيليك، كلندسو، آورش، قيله‌ليق، سريك، غازان ، الند و قودوغ بوغان در محل بويلاپوش وارد دشت خوي شده و مورد استفاده قرار مي‌گيرد و سپس با تغيير جهت بسوي شمال به مسير خود ادامه مي‌دهد و وارد دشت ايواوغلي مي‌گردد. رودخانه زيلبر چاي نيز پس از عبور از اين دشت در نقطه‌اي پس از مظفر‌آباد ايواوغلي در داخل منطقه حفاظت شده مراكان وارد قطور چاي مي‌گردد. سرشاخه‌هايي از جنوب دامنه‌هاي شمالي كوههاي ميشو و غازان به زيلبر چاي قبل از پيوستن به قطور چاي و سرشاخه‌هاي ديگر از جانب شمال‌شرقي از دامنه كوههاي قره‌داغ، آق داغ و علي باش به رودخانه قطور چاي پس از پيوستن دو رودخانه به يكديگر مي‌ريزند و نهايتاً در روستاي مراكان به آق‌چاي مي‌پيوندد و با نام قطور چاي (گاهاً آق‌چاي نيز مي‌گويند) از داخل دره‌اي بنام دره شام عبور و در محل پاسگاه مرزي فرهادي به رودخانه ارس منتهي مي‌گردد.

  برخی روستاهای منطقه قطور عبارتند از: گرناویک، مخین، گیوران، حبش علیا و سفلی، ترس آباد، بلجوک، رازی، میرعمر ، کوتان آباد ، استران و ....

قطور-شهر زیبا و تاریخی خوی

قطور-شهر زیبای خوی 

قطور-شهر زیبای خوی  

قطور-خوی 

 

  پل فلزی راه آهن ایران و ترکیه ، در کیلومتر 21 جاده آسفالته محور خوی ـ قطور در منطقه خوش آب و هوا با منظر بسیار زیبا و بدیع و آبشار های کوچک و بزرگ  که از ارتفاعات کوه ها با سایش و صدای روح افزا، خود را به رودخانه جاری قطور می رسانند ، واقع شده است. عارضه های طبیعی در جوار راه ریلی با پل ها و راه آهن که به صورت ماهرانه در دل کوه و دامنه های ارتفاعات کشیده شده،  و در کنار آن، چشمه های آب جاری و آبگرم، بر اهمیت گردشگری این منطقه افزوده است و امید می رود با اتمام جاده منتهی به مرز رازی، گردشگران داخلی و خارجی  بیش از پیش به عمق این محور پا بگذارند که دیدن این مناظر و استفاده از آب و هوای بکرآن خارج از لطف نیست.

  پل هوایی قطور یکی از بزرگترین و حساس ترین پل های ریلی خاورمیانه محسوب می شود. این پل مهم همچنین  نقش به سزائی در امر مبادله کالا و مسافر بین ایران و اروپا و بلعکس دارد. این تنها پل موجود در محور قطور نیست بلکه تعداد254 پل کوچک و بزرگ فلزی و سنگی  و همچنین تعداد 37 تونل بزرگ و کوچک بر اهمیت این منطقه از دیارمان افزوده و جاذبه های بسیار زیبایی را پدید آورده است .

  احداث این پل در سال 1347 توسط دو شرکت ایرانی ( رانکین ) و شرکت اتریشی (پور) پی ریزی و پایه های بتونی آن اجرا و اسکلت فلزی و شاسی آن توسط امریکائی ها انجام گرفت ودر تاریخ 1350/7/5 خط ریلی ایران و ترکیه رسما افتتاح گردید و مبادله کالاهای اساسی کشورهای اروپائی و ایران از این طریق امکان پذیر شد و نقطه عطفی در تاریخ راه آهن ایران به شمار آمد.

  این راه ریلی تنها 53 کیلومتر آن در محور خوی قطور واقع شده است و ابتدای آن در کیلومتر 18 و انتهای آن کیلومتر 73 نقطه صفر مرزی ایران و ترکیه می باشد. این خط ریلی از طریق کوه های اوزالپ به وان و در نهایت به اروپا متصل می شود.

پل بی نظیر قطور

 پل شاهکار قطور

   پل تاریخی قطور-شهر خوی 

 


موضوعات مرتبط: مقالات، از هركجا....معرفي مناطق ديدني شهرها و كشورها
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير زيبا از خوي, تصاويري از روستاهاي خوي, منطقه قطور خوي
[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]

  دوست دارم امروز لذتی که از بارش برف در سفر چند روز قبلم به روستای زیبای جنگ تپه داشتم با شما تقسیم کنم. به همین خاطر عکسهایی که با فاصله زمانی ۵ دقیقه از بارش برف گرفته ام روی سایت میگذارم بلکه شما هم لذت ببرید. 

                    

روستای جنگ تپه

                    

جنگ تپه

                    

روستای جنگ تپه

                    

                     

                     

                    

                    


موضوعات مرتبط: درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، معرفي روستاهاي منطقه آواجيق، از هركجا....معرفي مناطق ديدني شهرها و كشورها، طبيعت روستاي جنگ تپه و منطقه آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, تصاوير زيبا از طبيعت
[ شنبه نهم بهمن 1389 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]
[ شنبه بیستم آذر 1389 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]

    "" بویله مییدی کویلریمیز؟؟؟؟ ""

خان اوی-خانه پدری-شهنازی جنگ تپه 

    بخش اول>>> 

  یادش بخیر. یادم میاد یه زمانی که من فقط ۸ سال داشتم. تابستونا فقط به عشق دیدن خدابیامرز مادرجونم (مادر پدرم) و عموی عزیزم میرفتم روستا. آخ که چه صفایی داشت خونه بزرگ و دلباز پدری با اون درختهای تبریزی تنومند و بلندش که نمیگذاشت آفتاب رو زمین بیفته، نهر آبی که از وسط حیاط میگذشت، گلهای محمدی توی حیاط، فضای باصفای داخل خونه و اتاقها، صدای مرغ و خروسها و پرنده ها، سکوت زیبای طبیعت بکر و دست نخورده عجب لذتی داشت.

   آخیش، شب با صدای سگهای روستا که تا صبح عوعو میکردن می خوابیدیم و صبح هم با صدای مرغ و خروسها و رمه گاو و گوسفندا و بره ها بیدار میشدیم. همینکه تلالو نور خورشید از منافذ روی سقف خونه (یا همان "باجا")به درون خونه میفتاد ترکیب نور یه فضای دلنشین ایجاد می کرد. بیدار میشدم ولی قبل از من خانم خونه، نعمت و برکت، ناز دردونه، گل گلخونه مادرجونم بیدار بود با دستای قشنگ و سفیدش نازم میکرد و بهم بیسکویت و حلوا و شکرپنیر میداد. آخ آخ آخ خدابیامرزدش. روحش شاد.عاشقش بودم و هستم.                                

                                                           

باجا

                               

   میومدم بیرون از دالان رد میشدم میرفتم توی انبوه درختهای باغچه (که فقط اصطلاحاً بهش میگفتن باغچه چون اندازه ۵ تا باغ وسعت داره و شاید ۳۰۰۰ تا درخت توش هست) قدم میزدم تا صبحانه آماده بشه

ناخیریولو-جنگ تپه 

  صبح ساعت ۶ اول گله گوسفندها از ده میرفت بیرون، بعد از اون هم ساعت ۷ هر خانواری هر چند تا گاو و گوساله که داشت میاورد  توی جایی که قبلاً تعیین شده بود وقتی گله کامل میشد چوپان گله رو حرکت میداد به سمت مراتع روستا تو دل کوه. تو زبون محلی ترکی به این گله میگفتند: "ناخیر". 

       ناخیریولو        

ناخير

           

  ناخیرچی گلدی(چوپان اومد) ناخیر گئتدی قیرمیزی داشا(گله رفت به مرتع قیرمیزی داش) ... ناخیر یولو نه توز دوماندی(چه گرد و خاکیه تو راه گله)

  آره شاید جوونای الان روستا یادشون نیاد که ناخیر چیه یا خجالت بکشن از اینکه اسمشو بیارن ولی نمیشه فراموش کرد که ناخیر و ناخیرچی یه فرهنگ شده بود یه دنیای خاص یا نمیدونم یه بخش مهمی از زندگی توی روستا. شاید شما ندونین من چی میگم ولی قطعاً قدیمیا حرف منو تائید میکنن.

                                                قیرمیزی داش-روستای جنگ تپه

کیرمیزی داش-مرتع روستاي جنگ تپه 

بگذریم،،،،،

                                                                   ادامه دارد.......

 


موضوعات مرتبط: مقالات، درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، طبيعت روستاي جنگ تپه و منطقه آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, معرفي مناطق گردشگري, مقالات
[ یکشنبه چهارم مهر 1389 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]

 این خانه که وسعتی نزدیک به ۲ هکتار و قدمتی بالغ بر ۱۵۰ سال دارد شیر مردان و شیرزنانی را در طول سالیان حیاتش به خود دیده است، مردانی چون بزرگ مرد مردمدار مرحوم محمدقلی خان سرتیپ، نجفقلی خان سرتیپ، مرحوم آقاخان، مرحوم ابوالفتح خان، پدربزرگهای نازنینم اصلان خان و عزت اله خان شهنازی، خداقلی خان شهنازی، امیرخان شهنازی، محمدرشید خان آیرملو، عسگرپاشا خان و ... که هر کدام از این بزرگان جسور و دلیر در زمان خود قدرت و وزنه ای بودند.

  دورتادور این خانه اتاقهای بزرگی بوده که چندین و چند خانواده در آن ساکن بوده اند ولی در حقیقت قسمت اصلی یا مقر فرماندهی همین قسمتی است که در تصویر دیده میشود. راه ورود به این قسمت از خانه پدری یا خانخانه از داخل حیاط می باشد که بوسیله یک راه پله با حدود ۷ پله بزرگ به پاگرد وارد می شویم. سمت چپ با پله هایی زیبا و شکیل به زیرزمینی می رود که در همان ایام کارایی زیادی داشته. از پاگرد وارد اتاقی می شویم که بسیار زیباست و سقف بلندی نیز دارد . روبرو پنجره ای دارد که منظره بیرون آن باغی بزرگ و چشم نواز و زمینهای کشاورزی روستاست و دید استراتژیک خوبی دارد و در تمام فصول مناظر بسیار زیبایی را به تصویر می کشد. یک اتاق بزرگ نیز در سمت راست وجود دارد که اتاق اصلی است و دیوارهای آن تا حدود  ۸۰ سانت با چوبی مرغوب تزیین شده است. دربها و پنجره ها و شکل و نوع چوب بکار رفته خود گویای قدمت این خانه است. زینت بخش این اتاقها یک تراس و بالکن بزرگ است که سابق بر این بعنوان سنگر جهت کشیکهای شبانه مورد استفاده قرار می گرفته است. 

خانه پدری

 البته یک اتاق با همین شکل بصورت قرینه در سمت چپ وجود داشته که در طول سالیان قبل فرو ریخته و از بین رفته است.

  حیاط خانه پوشیده شده از یک باغچه بزرگ که در مساحتی وسیع پر از گلهای محمدی است که در اوایل تابستان شمیم آن مشام را نوازش می کند و طراوت بینظیری به منزل می دهد. درختان تبریزی، آلبالو، زردآلو و سیب نیز زیبایی محوطه را دوچندان کرده اند. نهر آبی که از وسط حیاط می گذرد نیز منظره رویایی را بوجود آورده. کمی آن طرفتر از نهر آب، اصطبل اسبها و دامها قرار دارد و انبار علوفه و کاه مورد نیاز دامها هم در دو حیاط مجزای دیگر قراردارد. این خانه ناگفته ها و خاطرات بسیاری دارد که حتماً در فرصتهای بعدی به آنها اشاره خواهم کرد.

                          


موضوعات مرتبط: مقالات، درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, معرفي مناطق گردشگري, مقالات
[ شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]
 بخش پنجم////>>>>......

 

 جاده را ادامه می دهیم پس از خروج ازکلیساکندی بعد از طی حدوداً 5 کیلومتر بعد از پیچ نسبتاً تند و گذر از سربالایی به روستایی زیبا و سرسبز می رسیم که عرب دیزج نام دارد. روستایی که رودخانه ای از وسط آن می گذرد و روستا را به دو بخش تقسیم کرده. خانه ها در دوطرف جاده زیبایی خاصی دارد. در اطراف این روستا زمینها و مراتع حاصلخیزی برای چرای دامها وجود دارد.

            روستای عرب دیزج

روستای عرب دیزج-شهنازی

      چشمه آب معدنی نیز در کوههای مرزی این روستا درست زیر پاسگاه مرزی  هست که به "زرسو"(آب طلایی) معروف است. آبی که گازدار و سرشار از املاح مورد نیاز بدن است و در درمان بیماریها از جمله امراض کلیوی بسیار موثر است. آبی خوش طعم و گوارا که چه صفایی دارد اگر در کنار چشمه باشی و با ماست محلی و آب چشمه دوغ درست کنی تا لذت زندگی را در بین این کوههای بلند سر به فلک کشیده و هوای ناب بچشی. طرح استفاده از آب این چشمه جهت مصرف داخلی و صادرات با حمایت دولت و سرمایه گذاری بخش خصوصی می تواند سود بسیاری را عائد سرمایه گذار می کند.

                آغداش دیلک وردی-سرچشمه آب معدنی زرس      آغداش دیلکوردی-سرچشمه آب معدنی زرسو-شهنازی

 برای رسیدن به زرسو هم از روستای عرب دیزج می توان رفت و هم از روستای دیلک وردی. از روستای عرب دیزج که خارج می شویم. دشتی بزرگ در مقابلمان می بینیم. این نقطه در فصل زمستان از نقاطی است که معمولاً با کوچکترین کولاکی مسدود می شود. بعد از طی 5 کیلومتر به روستای "قلی دیزج" می رسیم. قبل از ورود به قلی دیزج جاده ای از راه اصلی منشعب می شود و به روستای دیلک وردی میرود در مورد این روستا سر فرصت توضیحاتی خواهم داد.

                                                       روستای قلی دیزج           

 روستای قلی دیزج هم روستایی زیباست که زمانی درختان زیادی هم داشت ولی حالا اثری از آن درختان نیست. زمانی که من 9 ساله بودم این روستا آسیابی(در زبان ترکی آذری به آسیاب "درمان" میگویند و ترکی استانبولی "دگیرمن") داشت که اهالی روستاهای اطراف برای آسیاب کردن گندمهایشان به اینجا می آمدند. چقدر کار در این آسیابها سخت بود و چه حوصله ای می طلبید. یادش بخیر. البته این آسیاب هنوز پابرجاست ولی مدتهاست که دیگر کار نمی کند. صاحب این آسیاب که نامش حسن و آدم شوخ طبع و بذله گویی بود هنوز هم خاطرات آنروزها را بازگو می کند. این روستا جزو اولین روستاهایی بود که صاحب مخابرات روستایی شد.

                                           اراضی زراعی بین عرب دیزج و قلی دیزج

       اراضی بین روستاهای عرب دیزج و قلی دیزج    

اینجا را هم پشت سر میگذاریم تا بعد از طی حدوداً 10 کیلومتر به یک چهارراهی می رسیم که مسیر دست چپ به روستای حالحال و ادامه مسیر دست راست به روستای زیبا، سرسبز و تاریخ ساز منطقه ، "جنگ تپه" می رسد. روستای من که سرشار از خاطرات روزهایی است که مردان بزرگی چون محمدقلی خان سرتیپ، نجفقلی خان سرتیپ، ابوالفتح خان همتی آیرم (صمصام آقا)، اصلان خان شهنازی و عزت اله خان شهنازی در این دشت وسیع آواجیق اسب تاختند و از کیان و ناموس و شرف خود و مردم اینجا پاسداری کردند تا نامشان برای همیشه در خاک و سنگ و آسمان و گوشه گوشه آواجیق جاودانه شود. یادش بخیر یادش بخیر یادش بخیر نام جاوید محمدقلی خان سرتیپ و دلاوری و استواریش، نجفقلی خان سرتیپ و مردانگیش، ابوالفتح خان و همت بلندش، پدربزرگ عزیزم مرحوم عزت اله خان شهنازی و جسارت بی حد و حصرش با اسب معروفش "تل آشان"، پدربزرگ مقتدرو صبورم، مرد متفکرفرزانه مرحوم اصلان خان شهنازی با آن سخنان قصارش که حالا ضرب المثل است در بین اهالی منطقه.

 

                                                    ادامه دارد/////>>>>>......


موضوعات مرتبط: مقالات، درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، معرفي روستاهاي منطقه آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, معرفي مناطق گردشگري, مقالات, روستاي من
[ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]

بخش چهارم//////>>>>>.....                                     

                 

  روستاهایی که در همسایگی روستای بدولی قرار دارند عبارتند از ساری اوجاق، قزل بلاغ و جوزر که اینها هم فاصله کمی تا مرز دارند. بعد از گذشتن از این روستا جاده را در امتداد رودخانه طی می کنیم جاده ای پر پیچ و خم که باز هم نشان بی توجهی مسئولان مربوطه را متوجه هر رهگذر می کند. جاده ای که سالیان سال هیچ رسیدگی به آن نشده و این مسئله در همه جای این منطقه مستعد و حاصلخیز ولی محروم دیده می شود.؟؟؟؟؟؟؟ چرایی این موضوع از حوصله این بحث خارج است.

  در امتداد جاده تا فاصله زیادی از بدولی، روستایی دیده نمی شود تا اینکه بعد از حدود ۱۰ دقیقه به روستای علوجنی میرسیم. روستایی که در سینه کش تپه ای آرمیده است. در کنار رودخانه پرآبی که برکت را به زمینهای مردم اینجا هدیه داده. این روستا را هم پشت سر می گذاریم تا به روستای کوچک آغ بلاغ برسیم. روستایی که تعداد خانوارهای آن شاید از انگشتان دست تجاوز نکند. ولی ساکنان آن زمینهای حاصلخیزی دارند. که این نکته کاملاً مشهود است.

  یک نکته جالب اینکه در جای جای آواجیق با دامداریها و مرغداریهایی برمی خوریم که همیشه خالیست. دامداریهایی که کارکرد آنها دائماً در حال تغییر و تغیر است و بعضاً نزدیک به 20 سال است که وام آن گرفته شده و تازه 8 سال است که کامل شده ولی در این 8 سال دریغ از یک گاو یا گوساله که در این دامداری نگهداری شود و پول بیت المال از 20 سال پیش تا الان ریالی بازپرداخت نشده .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

              ورودی شهر آواجیق از  روستای آغ بلاغ(کلیساکندی)             

ورودی به اواجیق از سمت ماکو

  بگذریم. بعد از این روستا جاده را ادامه می دهیم تا به ورودی  کلیساکندی یا شهر آواجیق فعلی می رسیم. شهری کوچک و مرزی که خاک بسیار حاصلخیز، آب فراوان و باغات و درختان زیادی دارد. اطراف این شهر کوچک مرزی تفرجگاههای زیبا و سرسبزی وجود دارد. از اهم این اماکن آتلار بلاغی است، چشمه ای است بسیار پرآب که آب گوارا، خنک و فراوانی نیز دارد همچنین تفرجگاه شیرین بلاغ که به غایت زیباست و می توان گفت تکه ای از بهشت است و گورت تپسی(تپه گرگ) که تپه ای بلند و دقیقاً مشرف به کمربندی شهر است و قرار است در آینده تبدیل به تفرجگاه شود. البته چند روز قبل هم کلنگ مجتمعی توریستی به مساحت 15 هکتار توسط استاندار قربانی به زمین زده شد که از کمربندی کلیساکندی آغاز و تا پشت راهدارخانه و دبیرستان امام ادامه پیدا کند. امید است که این طرح نیمه کاره رها نشود.

               گورت تپسی            

گورت تپسی

                                    کمربندی شهر آواجیق (کلیساکندی-زمستان)

کمربندی کلیساکندی

 قبل از هر چیز به سیلی که دو سال قبل در اینجا جاری شد اشاره می کنم که باعث شد تا پل ورودی کلیساکندی تخریب شود. پلی که الان حدود سه سال است که هنوز درست نشده و ورود به این شهر کوچک مرزی از جاده انحرافی انجام می شود. مایه تاسف است که یک پل کوچک که ساخت آن بیشتر از دو ماه زمان نمیخواهد الان دو سال و اندی است که هنوز درست نشده. این واقعاً تاسف بار و حیرت انگیزاست.

  منطقه آواجیق دشتی بسیار وسیع و حاصلخیز و سرسبز با چشمه های پر آب و ییلاقات و مراتع بسیار است. کلیساکندی هم مرکز این منطقه وسیع است. شهری کاملاً تاریخی است و همانطور که از نامش پیداست کلیسایی در اینجا وجود داشته که در حال حاضر بقایای ستونهای آن دیده می شود.

                                      

کلیساکندی

         

  این شهر سالهای متمادی مرکز حکومت محلی بوده است. حکومتی که ریشه های تاریخی عمیق همراه با سابقه خانوادگی عظیم و روشن و رشادتهای فراوان دارد. حکومتی که طبق حافظه تاریخی از مردانی چون خلیفه قلی خان از فرزندان ارشد رییس ایل بزرگ آیرم (این هم موردیست که نیاز توضیح دارد که این ایل و طایفه پرقدرت و بانفوذ چرا و به چه علت تمام هستی و دارایی  خود را در قسمتهایی از شوروی سابق و آذربایجان و ارمنستان فعلی گذاشتند و به ایران آمدند؟ که بعدها توضیحاتی خواهم داد) و فرزند ایشان مرحوم پاشاخان سرتیپ است که طبق اسناد تاریخی مکتوب و کتابهایی که نویسندگان و سیاسیون، مورخان و جهانگردان مشهور چون ادوارد براون و کنت دوگوبینو و ...ذکر کرده اند در آن عصر و در آن موقعیت جغرافیایی فردی لایق ، فرماندهی غیور ، حاکمی عادل و آگاه به امور سیاسی و اجتماعی بوده است  شروع شده و بعد ازمرحوم پاشاخان به پنج فرزند ایشان یعنی حسنقلی خان ملقب به سالارهمایون، حسینقلی خان ملقب به امیرتومان، عباسقلی خان( فرمانده قشون)، نجفقلی خان سرتیپ و رادمرد بزرگوار، جد دلاور و نام آور من و مرد عمل مرحوم محمدقلی خان سرتیپ میرسد. البته به تفصیل به تشریح این موضوع با اسناد و مدارک و عکس و بیان خاطراتی خواهم پرداخت.

                             

منظره آرارات ازروستای جنگ تپه

  در حقیقت شهر آواجیق فعلی یا همان کلیساکندی قدیم (منطقه بزرگ آواجیق قدیم) با تمام روستاهای آن که از 40 روستا تجاوز می کند در تحت حکومت این خوانین و بزرگواران بوده است. این تعریف و تمجید من از پدرانم هرگز بیراه نیست برای اینکه سالخوردگان اینجا از پدرانشان این خاطرات را ذکر کرده و سینه به سینه نقل کرده اند و می کنند در بین عشایر کردزبان این منطقه نیز این مسئله نمود عینی دارد.

  این احترام و برخوردها نیست جز کرامت و بزرگی آن مردان که درعین قدرت و صلابت محبت خود را در دلها ایجاد کرده اند که بعد از سالیان سال از وفاتشان هنوز اسمشان سرزبانها و سخنانشان ضرب المثل شده است.
 در زمان کشتار ارامنه توسط ترکها بسیاری از ارامنه به اینجا پناهنده شدند و این مردان از آنها در برابر ترکها حمایت کامل کردند همچنین کلیساکندی در جنگ اول و دوم جهانی توسط نیروهای روس اشغال شد.
 

  در کلیساکندی مسجدی مجلل با معماری آن زمان بدستور و نظارت  "خانم قیزخانم" همسر مرحوم نجفقلی خان سرتیپ بنا شد که دارای ستونها بلند و زیبایی خاصی بوده است. مسجدی که بعدها تخریب شد و در محل آن، مسجد جامع فعلی کلیساکندی ساخته شد.

 بیشتر خانه های کلیساکندی از خشت و گل است و تازه خانه هایی با مصالح جدید در آن ساخته می شود. وقتی وارد شهر می شویم سمت چپ، جاده ای است که به سوی روستاهای مرزی و کوهستانی مانند بیک کندی، قیان کندی، صوفعلی، نادو و ایری چای، سلیمان آغل و .... میرود. و سمت راست وارد شهر می شود. اولین چیزی که نظر انسان را جلب می کند تعداد زیادی مغازه و دکان از یک صنف است که شاید کمی هم تعجب برانگیز باشد ولی وقتی بفهمیم که مرکز خرید روستاهای اطراف که گاه با اینجا سه ساعت فاصله دارند همین کلیساکندی است، از حیرتمان کم می شود. این شهر یک خیابان اصلی دارد که طول آن کمتر از دو کیلومتر است و چند بلوارهم به تازگی به آن اضافه شده است. خانه هایی که در محدوده کمربندی قرار دارند اکثراً نوساز هستند و  بافت جدید شهر تقریباً در این قسمت واقع شده است. از خیابان اصلی، کوچه پس کوچه های فراوانی منشعب  و همه وارد بافت قدیمی شهرمی شود. آب چشمه آتلار نیز جاری شده و از وسط شهر و خیابان اصلی می گذرد که اگر نظافت و بهداشت آن رعایت شود جلوه زیبایی به کلیساکندی می دهد. کلیساکندی دو پاسگاه در ورودی و خروجی شهر دارد که امنیت را در کل این منطقه بزرگ به عهده دارند و انصافاً و در حد بضاعت کم و ناچیزشان با توجه به حجم قاچاقی که از این مرزها صورت می گیرد تلاش فراوانی می کنند. یک شرکت تعاونی روستایی، شرکت نفت و یک پمپ بنزین کوچک، شهرداری، بخشداری، راهدارخانه، جهادکشاورزی و هلال احمر از سیستمهای دولتی مستقر در این شهر می باشند. کاستیها بسیار است و نیاز به یک بحث جامع دارد که بعدها به آن خواهم پرداخت.
 کلیساکندی را با طبیعت زیبایش پشت سر می گذاریم. البته باز هم تصاویر زیباتر و کاملتری از این شهر، همچنین عکسهایی از حاکم و سرحددار این منطقه مرحوم پاشاخان سرتیپ و فرزندان دلیر ایشان برای شما ارائه خواهم کرد.
 از شهر که خارج می شویم در سمت راست گورت تپسی را می بینیم. تپه ای سرسبز و زیبا و در سمت چپ کمربندی شهر و باغاتی با درختان بلند و شاخه های درهم تنیده که نشستن در سایه آنها لذتی وصف ناپذیر دارد. انتهای این جاده که دقیقاً مسیر جاده ابریشم نیز هست بعد طی حدوداً 50 کیلومتربه شهر قره عینی یا چالدران فعلی می رسد. شهر رشادتها و شهر سرافرازی ایران زمین در جنگ چالدران.

 

                                                            ادامه دارد/////>>>......


موضوعات مرتبط: مقالات، درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، معرفي روستاهاي منطقه آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, معرفي مناطق گردشگري, مقالات, روستاي من
[ یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]
بخش سوم////>>>>....

 

  از ماکو که خارج می شویم بعد از طی مسیری ۱۵ دقیقه ای به روستایی با نام کشمش تپه میرسیم. روستایی که در حال حاضر جمعیت زیادی را در خود جای داده  و همگی از روستاهای اطراف به اینجا مهاجرت کرده اند. از اینجا یک سه راه وجود دارد که به سه راه کشمش تپه معروف است. اگر مسیر مستقیم را ادامه بدهیم به شهر بازرگان و گمرک معروف آن که دروازه اروپا به آسیا است میرسیم. که به تفصیل و در فرصت به معرفی آن خواهم پرداخت. ولی اگر مسیر سمت چپ را انتخاب کنیم بعد از طی مسافتی حدود ۴۰ کیلومتر به روستای کلیساکندی(شهر آواجیق فعلی) و دشت بزرگ و حاصلخیز آواجیق میرسیم. این مسیر و این جاده بسیار زیبا و دلربا است و در هر فصل زیباییهای خاص خود را دارد و صد البته که ییلاق ساکنین ماکو نیز هست. و مانند همه مناطق خوش و آب و هوای دیگر اطراف شهرها، اینجا هم از گزند آفات شهرنشینی دور نمانده و ویلاهای زیادی را در این مسیر می توان مشاهده کرد. البته این به نوعی برای روستاییان اینجا هم فرصتی نکوست.

                                منظره کوه آرارات کوچک و بزرگ از روستای  کشمش تپه   
                    
                                                         

منظره آرارات کوچک و بزرگ از روستای کشمش تپه


  در این مسیر به روستاهای زیادی تا آواجیق برمیخوریم مانند گجوت، باشکند، ماراکومی
و یکی دو روستای چند خانواری کردنشین هم که بطور غیرمجاز سالهاست در اراضی دولتی و محیط زیست در اینجا زندگی می کنند؟؟؟؟؟!!!!!!  
  روستاهای زیبا و سرسبز با آب فراوانی که در اینجا وجود دارد و خصوصاً رودخانه ای که از کنارشان می گذرد صفای خاصی را به این روستاها بخشیده است. در مسیرمان به آواجیق جاده از بین کوهها و صخره های بلند و باشکوهی می گذریم که همراه بارودخانه ای که در سمت چپ ما جاریست جذابیت این جاده را برای مسافران چند برابر کرده که بی شک هنوز برای ساکنان و کسانی که هر روز این مسیر را طی می کنند هیچوقت تکراری و خسته کننده نیست و مناظر بدیع و بی بدیلی را در هر ساعتی از روز به تصویر می کشد
.((البته اگر تکانهای ناشی از آسفالت قدیمی جاده و دست اندازهایی که من سالهاست آنها را می بینم و به طرز کاملاً حیرت آوری دست نخورده باقی مانده است بگذارد.))

                                                 

  جاده ماکو-آواجیق(روزهای ابتدایی فروردین)
                                                           

جاده ماکو-آواجیق

جاده ماکو-آواجیق 

جاده ماکو-آواجیق

 

  یک چشمه آبگرم طبیعی(ایستی سو) نیز در اینجا وجود دارد که البته بغیر از یک استخر و یک چهاردیواری بدون سقف و سست که آن هم از سالها یش مانده اثری از اقدامات سازمانها و ادارات متولی نمی بینیم. که صدالبته بهداشت هم در اینجا زیر صفر است.

  بعد از طی مسافتی از بین پیچ و خم جاده و کوهها و صخره هایی به گردنه ای با شیبی تند و واقعاً باعظمت و زیبا میرسیم که در زبان محلی، عموم به آن قیرمیزیلیق می گویند. در سمت راست این گردنه صخره هایی به ارتفاع حدوداً ۱۵۰ متر در کنار رودخانه وجود دارد که دره هایی عمیق نیز بوجودآورده و فضایی سرشار از طبیعت ناب و صدای آب رودخانه و پرندگانی که در میان این صخره های دست نیافتنی لانه کرده اند. بینهایت زیباست و شاید نتوان با قلم فرسایی این صحنه های بکر و ناب خلقت خداوندی را تصویر کرد. مخصوصاً در اوایل صبح روزهای بهاری که شمیم گلهای رنگارنگ با همراهی نسیم صبحگاهی مشام را نوازش می کند و همه اینها دست در دست هم میدهند تا دیده بیننده را به زیباترین جلوه های طبیعت بیاراید.و در زمستان نیز این منطقه محل مناسبی برای شکار کبک است. جنس این سنگها آتش فشانی و از نوع بازالت است که منظره جالبی نیز دارد.

                                                      گردنه قیرميزيليق                 

                             

گردنه قیرمیزیلیق-ماکو به سمت آواجیق

                           

                           

گردنه قیرمیزیلیق-ماکو به سمت آواجیق

از اینجا به بعد دیگر میتوان عطر و بوی سرزمین پدری و خاک پاک روستا را حس کرد. وقتی این گردنه را با این جلوه های زیبا پشت سر می گذاریم به پاسگاهی مخروبه می رسیم که ذهن من آبادی آن را به یاد می آورد.پاسگاهی که نقش مهمی در ایجاد امنیت در این نقطه از آواجیق ایفا می کند و موقعیت سوق الجیشی مناسبی نیز دارد. بالای گردنه اولین روستا، روستای بدولی است. روستایی که در امتداد دره های منتهی به گردنه قیرمیزیلیق بنا شده و باز هم روستایی محروم ولی زیبا که رودخانه از میان آن می گذرد. این روستا تا مرز ایران-ترکیه فاصله زیادی ندارد.

                                                           ادامه دارد......

 


موضوعات مرتبط: مقالات، درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، معرفي روستاهاي منطقه آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, معرفي مناطق گردشگري, مقالات, روستاي من
[ یکشنبه دهم خرداد 1388 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]
بخش دوم>>>

           

روستای جنگ تپه

 شغل اکثر روستاییان در این منطقه کشاورزی و دامداری است.البته عده اندکی نیز به مشاغل خدماتی مشغولند. بدلیل وجود ییلاقات و مراتع عالی دامداری در اینجا شغلی پرسود است و این در صورتیست که سال آبی خوبی نیز باشد. نگهداری گوسفند و بز رایجتر از دامهای دیگر است و بعد از آن نگهداری گاو .

 گندم، جو، نخود، سیب زمینی و... از محصولاتی است که در این منطقه بیشتر کاشته می شود و درختان میوه از جمله سیب ،آلبالو ، زردآلو و آلو نیز بار می دهند. البته هر کسی برای مصرف خود مزرعه ای از صیفیجات، سبزی، گوجه، فلفل، بادمجان، کدو و...دارد تا محتاج به بازار مصرف نباشد.

 محصولات دامی مانند شیر، ماست، پنیر، کره، خامه، کشک و... با کیفیتی عالی در اینجا تهیه می شود. شیر تازه، خامه و کره و پنیر با نان محلی مزه ای دارد که هر ذائقه ای را شیفته و مفتون می کند.البته مدتیست که دیگر عطر نان تازه از هیچ خانه ای در روستا بیرون نمی آید. عطری که وقتی وارد روستا میشدی حتماً مشامت را نوازش می کرد.  و این نیست جز از آفات تمدن و پیشرفت که با تاسیس نانوایی در روستاها این ظلم را در حقشان روا داشته است. شاید دیگر زنان روستا هم آن شیرزنان قدیمی نیستند. شیرزنی که صبح ساعتی قبل از طلوع آفتاب تنور خانه را روشن می کرد تا بلکه همسر و فرزندان نان تازه بر سفره داشته باشند. نانی که از محصول گندم سال قبل خانواده تهیه شده ونه از آرد سهمیه ای دولتی و چه برکتی داشت به اندازه حرمت تمام خاطرات و انسانهای بزرگی که از بینمان رفتند تا انسان بیاد این شعر مرحوم استاد شهریار بیافتد آنجایی که میگوید:

   حیدر بابا، قره چمن جاداسی

      چاووشلارین گلر سسی ، صداسی

      کربلیا      گئدنلرین        قاداسی

        دوشسون بو آج یولسوزلارین گوزونه

              "   تمدونون     اویدوخ    یالان   سوزونه"

 کشاورزی و دامداری در این منطقه با توجه به شرایط آب و هوایی در صورت توجه مسئولین و دولت محترم و اعطای وام در اشکال مختلف و همچنین حمایت منطقی از کشاورزان و دامداران می تواند باعث شکوفایی این منطقه گردد تا از مهاجرت به شهرها برای اشتغال جلوگیری شود. با توجه به حاصلخیز بودن خاک آواجیق و آب و هوای مناسب در کنار توجهات دولت می توان معضلاتی مانند قاچاق سوخت، دام،انسان و .....را که در منطقه وجود دارد به نحو شایسته و دقیق کنترل و ریشه کن کرد.

 


موضوعات مرتبط: مقالات، درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، معرفي روستاهاي منطقه آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, معرفي مناطق گردشگري, مقالات, روستاي من
[ سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]
 بخش اول>>>                 

 

        هرکسی کو دور ماند از اصل خویش

                                                          باز جوید روزگار وصل  خویش

  روستای  من "جنگ تپه" از توابع شهر ماکو در شمالیترین نقطه استان آذربایجان غربی است و در مسیر جاده ابریشم و مرز بازرگان (دروازه آسیا به اروپا) قرار دارد. در منطقه ای تاریخی که "آواجیق" نام دارد و بی شک و به اذعان مورخان قدمت تمدنی حدود ۲۰۰۰ سال دارد و آثار باستانی عظیمی را در خود جای داده است. این روستای کوچک مظهر اقتدار منطقه و در حقیقت مقر فرماندهی بخش بزرگی از استان آذربایجان غربی فعلی بوده است که در جایگاه خودش در حد توان با اسناد و مدارک به توضیح این گفته خود خواهم پرداخت. شهر تاریخی چالدران(قره عینی) هم در نزدیکی آواجیق قرار دارد که فکر می کنم از هرگونه توضیحی بی نیاز است و رشادت سپاه ایران در جنگ چالدران در همین منطقه از حافظه تاریخی این مرز و بوم پاک نخواهد شد.  که به تفصیل در مورد آنها توضیحاتی خواهم داد.

                                     

خانه پدری-خان اوی

 این روستا زمانی نه چندان دور جایگاه مردان بزرگی بوده که شرح رشادتهای آنان هنوز در خاطره قدیمیهای منطقه و بزرگان و روسای ایلات و عشایر باقیست به همراه ابیاتی حماسی که در وصف ایشان سروده شده است.

 شهر فعلی آواجیق قبلاْ به لحاظ تقسیمات کشوری از توابع شهرستان ماکو بود ولی در حال حاضر و بعد از شهرستان شدن و تغییر نام قره عینی(شهر سیه چشمه) به چالدران از توابع این شهرستان شد. و در حال حاضر نیز بخش آواجیق به شهر آواجیق مبدل و نام منطقه نیز به دشتک یا زردشت تعییر یافته است.

 مرکز این شهر، روستایی تاریخی به نام کلیساکندی است و همانطور که از نامش پیداست در زمانهای گذشته کلیسایی در آن وجود داشته است و ویرانه و ستونهای آن کلیسا اینک باقیست. شهر آواجیق حدوداْ ۳۲ روستا دارد که از میان آنها میتوان به روستاهای جنگ تپه، اروج کندی، دیلکوردی، بیک کندی، قلی دیزج، عرب دیزج، شادلوی علیا و سفلی، آرخاشان، عرب کندی، صوفعلی، سلیمان آغل،حالحال سفلی و علیا، آغ بلاغ ، قزل سورو، نادو، ساری اجاق، جوزر، قزل بلاغ، تخت روان، گل آشاقی،  شگفتي، طهماسب كندي، عربين كندي، جبارلو، قهرمان‌كنديو .....اشاره کرد. این شهر تاریخی ییلاقات بسیار زیبا و طبیعتی بینظیر مانند تالاب خان گل  و دره آن نیز دارد که در همه فصول خصوصاً فصل بهار بی بدیلترین صحنه ها را به تصویر می کشد. ییلاقاتی که از اواسط خرداد ماه تا روزهای پایانی شهریور میزبان ایلات و عشایری مانند ایل بزرگ اوتایلو ، قزلباش، حسوخلف و...می باشد.

 فصل زمستان در این گوشه از ایران عزیز از اواسط آذر آغاز و تا اوایل اردیبهشت ادامه دارد ولی اوج آن در بهمن ماه است.  ابته این بستگی به شرایط آب و هوایی نیز دارد. فصل بهار نیز با اینکه عمر کوتاهی دارد ولی زیباترین تصاویر را در این دوره کوتاه به تصویر می کشد. عطر گلها به همراه نسیم خنک که در اواخر روز به خنکی فرح بخشی منتهی می شود که گویی بهشت همینجاست.

                                         


موضوعات مرتبط: مقالات، درباره روستاي جنگ تپه و آواجيق، معرفي روستاهاي منطقه آواجيق
برچسب‌ها: تصاوير زيبا از طبيعت, تصاوير طبيعت روستاي جنگ تپه, معرفي مناطق گردشگري, مقالات, روستاي من
[ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ] [ ] [ امین شهنازی جنگ تپه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تقدیم به روح پرفتوح رادمرد غیور و آزاده"محمد قلی خان سرتیپ(سرحددار آواجیق)"جد بزرگوارم و اصلان خان و عزت اله خان پدربزرگهای عزیزم. روحشان شاد و یادشان گرامی.

<-<--<+>-->->

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع، بلامانع است. همیشه در خاطر داشته باشیم که ذکر منبع مطالب ضمن احترام به خود، نشانی از شرافت اطلاع رساني است.

<-<--<+>-->->

این وبلاگ متعلق به روستای جنگ تپه (شهر چالدران،استان آذربایجان غربی) و تک تک اهالی روستاهای دشت پهناور، حاصلخیز و منطقه مستعد آواجیق از بدولي، جوزر، سارمساقلو، ساري اجاق، سيران، قزل بلاغ، كشتاز، بيگ كندي، پيراحمدكندي و نادو گرفته تا اروج كندي، ارخشان، شگفتيك، شاه بنده لو، قزل سوري، ديلكوردي، قلي ديزج، عرب ديزج، شادلو و ... جهت انعكاس مشكلات و محروميتهاي اين عزيزان می باشد.

منطقه آواجیق، آخرین نقطه در کشور است که خورشید در آن غروب می کند.

<-<--<+>-->->

" از کلیه مراجعه کنندگان بزرگوار و عزیزان فامیل محترم شهنازی و آیرملو که از وبلاگ خودشان بازدید می کنند تقاضا می کنم که برای غنای بیشتر ،آشنایی و تحکیم پیوندهای خانوادگی اگر مطلب، عکس، سند یا هر مورد دیگری در اختیار دارند در صورت تمایل با اینجانب ارتباط برقرار نمایند"

shahnazi.amin@gmail.com

شماره تماس: 09195159652